تاب اوری و مدیریت استرس

تاب‌آوری و مدیریت استرس

تاب‌آوری و مدیریت استرس در مدل هوش هیجانی دنیل گلمن

تاب‌آوری در نگاه دنیل گلمن به معنای نبودن استرس نیست، بلکه توانایی حفظ ثبات هیجانی و بازگشت به تعادل پس از فشارها، شکست‌ها و بحران‌هاست. در مدل هوش هیجانی او، تاب‌آوری نتیجه ترکیب خودآگاهی، خودمدیریتی، انگیزش درونی و خوش‌بینی واقع‌بینانه است که کمک می‌کند فرد تحت فشار هم کارآمد بماند.

۱. تعریف تاب‌آوری در چارچوب هوش هیجانی گلمن

گلمن تاب‌آوری را ظرفیت «برگشت‌پذیری» از سختی‌ها و توان معنا دادن به رنج تعریف می‌کند؛ یعنی افرادی که بعد از شوک یا شکست، دوباره خود را سازمان‌دهی می‌کنند و حتی رشد می‌یابند. در این نگاه، تاب‌آوری یک ویژگی ثابت نیست، بلکه مهارتی است که می‌توان آن را تقویت و تمرین کرد. او برای افراد تاب‌آور سه پایه مهم را برجسته می‌کند: روبه‌رو شدن واقع‌بینانه با واقعیت به‌جای انکار آن، داشتن حس معنا و ارزش در زندگی برای قابل‌تحمل‌تر شدن رنج، و توان بداهه‌پردازی و پیدا کردن راه‌حل‌های تازه در شرایط پیش‌بینی‌ناپذیر. این سه پایه همان چیزی است که اجازه می‌دهد انسان در برابر فشار خم شود اما نشکند.

۲. جایگاه تاب‌آوری در مدل چهارگانه هوش هیجانی

مدل هوش هیجانی گلمن چهار دامنه اصلی دارد: خودآگاهی، خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط. تاب‌آوری بیشتر در خوشه «خودمدیریتی» قرار می‌گیرد؛ جایی که فرد باید حالت‌های درونی، تکانه‌ها و منابع روانی خود را در طول زمان مدیریت کند. در عین حال، بدون خودآگاهی هیجانی، تاب‌آوری پایدار ممکن نیست؛ چون فرد نمی‌داند چه زمانی و چگونه تحت فشار قرار گرفته است. همچنین، آگاهی اجتماعی و روابط حمایتی نیز ستون‌های مهمی برای تاب‌آوری هستند، زیرا انسان به تنهایی استرس‌های بزرگ را به‌خوبی مدیریت نمی‌کند.

۳. استرس از نگاه گلمن: دشمن یا سوخت عملکرد؟

گلمن میان «استرس مخرب» و «استرس سازنده» تمایز قائل می‌شود و به رابطه منحنی‌وار بین استرس و عملکرد اشاره می‌کند. در سطح پایین استرس، فرد دچار بی‌حوصلگی، بی‌انگیزگی و حواس‌پرتی می‌شود؛ در سطح متوسط، در نقطه برانگیختگی بهینه قرار می‌گیرد و تمرکز، انرژی و عملکرد او در وضعیت مطلوب است. وقتی استرس از حد مشخصی بالاتر می‌رود، فرد وارد حالت فرسودگی و آشفتگی می‌شود؛ خطاها افزایش می‌یابد، حافظه کوتاه‌مدت تضعیف می‌شود و واکنش‌های هیجانی کنترل‌نشده بیشتر ظاهر می‌شوند. تاب‌آوری یعنی توان ماندن در ناحیه میانی: استفاده از انرژی استرس برای تمرکز و عمل، بدون لغزیدن به سمت فروپاشی هیجانی.

۴. پیوند تاب‌آوری و مدیریت استرس در مدل گلمن

در خوشه «خودمدیریتی» مدل گلمن چند شایستگی مستقیماً با تاب‌آوری و مدیریت استرس در ارتباط‌اند. این شایستگی‌ها تعیین می‌کنند فرد تحت فشار چه‌قدر می‌تواند خود را تنظیم کند و از استرس به‌عنوان سوخت رشد استفاده کند، نه عاملی برای سقوط.
  • خودکنترلی هیجانی: مهار هیجان‌ها و تکانه‌های مزاحم برای باقی‌ماندن در مسیر تصمیم‌گیری‌های سنجیده، حتی در بحران.
  • سازگاری: انعطاف‌پذیری در مواجهه با تغییر و ابهام، بدون گیر افتادن در اضطراب یا مقاومت فلج‌کننده.
  • گرایش به موفقیت: تبدیل فشار و استرس به انگیزه‌ای برای یادگیری، اصلاح و ارتقای عملکرد.
  • ابتکار و نگرش مثبت: فعال ماندن و حفظ امید و چشم‌انداز مثبت در برابر موانع و شکست‌ها.
ترکیب این شایستگی‌ها باعث می‌شود استرس به‌جای آن‌که فرد را خرد کند، به نیرویی برای حرکت، خلاقیت و رشد تبدیل شود. در این نگاه، تاب‌آوری بخشی از هوش هیجانی کاربردی است، نه مفهومی انتزاعی و شعاری.

۵. عناصر کلیدی تاب‌آوری از نگاه گلمن

بر اساس آثار و گفت‌وگوهای گلمن درباره تاب‌آوری و هوش هیجانی، چند مؤلفه محوری را می‌توان برای طراحی آموزش و توسعه فردی استخراج کرد.
  • رویارویی واقع‌بینانه با وضعیت: دیدن تصویر واقعی از مشکل بدون کوچک‌نمایی یا فاجعه‌سازی و تمرکز بر بخش‌هایی که در کنترل فرد است.
  • معنا دادن به رنج: ساختن روایتی که سختی‌ها را در چارچوب هدف، ارزش یا یادگیری قرار می‌دهد تا رنج قابل‌تحمل‌تر شود.
  • بداهه‌پردازی و خلاقیت در بحران: توان استفاده از منابع محدود و ساختن راه‌حل‌های جدید به‌جای انتظار برای شرایط ایده‌آل.
این مؤلفه‌ها در کنار هم تاب‌آوری را از سطح تحمل صرف، به سطح «رشد از دل سختی» ارتقا می‌دهند؛ چیزی که به‌ویژه در محیط‌های کاری پرتلاطم امروز حیاتی است.

۶. مهارت‌های عملی برای افزایش تاب‌آوری و مدیریت استرس

برای تبدیل مفهوم تاب‌آوری به مهارت‌های عملی در زندگی شخصی و محیط کار، می‌توان چند محور تمرینی را بر اساس چارچوب گلمن دنبال کرد.
الف) خودآگاهی نسبت به استرس و محرک‌ها
خودآگاهی هیجانی پایه هر نوع خودمدیریتی است. اولین گام در تاب‌آوری این است که فرد بداند چه چیز او را تحت فشار می‌گذارد و استرس در بدن و ذهن او چگونه ظاهر می‌شود.
  • شناسایی «نقاط ماشه‌ای»؛ موقعیت‌ها، افراد یا نوع بازخوردهایی که ناگهان سطح استرس را بالا می‌برند.
  • توجه به نشانه‌های بدنی (تنش عضلات، تپش قلب، سردرد) و ذهنی (افکار تند، فاجعه‌سازی) به‌عنوان سیگنال‌های اولیه استرس.
این آگاهی باعث می‌شود بین محرک و واکنش فاصله‌ای هرچند کوتاه ایجاد شود؛ فاصله‌ای که در آن امکان انتخاب پاسخ متفاوت و هوشمندانه‌تر وجود دارد.
ب) تنظیم هیجان و مدیریت توجه
گلمن در کارهای خود درباره «تمرکز» نشان می‌دهد که مدیریت توجه کلید مدیریت استرس و ورود به حالت جریان است. وقتی توجه آشفته است، استرس ذهن را تسخیر می‌کند؛ وقتی توجه هدایت می‌شود، استرس قابل‌مدیریت‌تر می‌شود.
  • استفاده از ابزارهای کوتاه‌مدت مانند تنفس عمیق، وقفه کوتاه، یا تغییر محیط برای کاهش فوری شدت فشار.
  • تمرین‌های منظم توجه و ذهن‌آگاهی که حساسیت سیستم عصبی به استرس را در بلندمدت کاهش می‌دهند و تحمل فرد را بالا می‌برند.
هدف این تمرین‌ها این است که فرد بتواند در میانه فشارها هم بخش منطقی و خلاق مغز خود را فعال نگه دارد و اجازه ندهد تنها مدارهای دفاعی تصمیم‌گیر اصلی باشند.
ج) بازآرایی شناختی و خودگفتار تاب‌آور
نحوه صحبت درونی با خود، نقش مهمی در تاب‌آوری دارد. افراد تاب‌آور شکست را به کل هویت خود تعمیم نمی‌دهند و آن را موقتی و قابل‌تغییر می‌بینند، نه دائمی و شخصی.
  • تغییر جملات درونی از «من شکست خوردم و ناتوانم» به «در این موقعیت خاص نتیجه بد بود، چه می‌توانم یاد بگیرم؟».
  • دیدن استرس‌های کاری به‌عنوان چالش برای رشد مهارت، نه دلیلی برای اثبات ناکافی بودن خود.
این نوع بازآرایی شناختی، مغز را از حالت قربانی‌بودن به حالت کنشگر بودن منتقل می‌کند و انرژی لازم برای تلاش دوباره را آزاد می‌سازد.
د) روابط حمایتی و تاب‌آوری جمعی
اگرچه تاب‌آوری اغلب به‌عنوان ویژگی فردی مطرح می‌شود، گلمن بارها بر نقش روابط در تنظیم هیجان و تاب‌آوری تأکید کرده است. انسان در بستر ارتباط است که بهتر می‌تواند فشارها را پردازش کند.
  • گفت‌وگو با افراد قابل‌اعتماد، دریافت همدلی و بازخورد صادقانه به کاهش فشار و روشن‌تر شدن گزینه‌های پیش‌رو کمک می‌کند.
  • در سازمان‌ها، سبک رهبری و فرهنگ تیمی که «فضای امن روانی» ایجاد می‌کند، ظرفیت تاب‌آوری جمعی را بالا می‌برد.
به همین دلیل، آموزش هوش هیجانی فقط به فرد محدود نمی‌شود؛ بلکه باید در سطح تیم و سازمان نیز دیده شود تا ساختارهای حمایتی لازم برای تاب‌آوری پایدار شکل بگیرد.

۷. جمع‌بندی: تاب‌آوری به‌عنوان شایستگی قابل‌آموزش

در نگاه دنیل گلمن، تاب‌آوری و مدیریت استرس جدایی‌ناپذیر از هوش هیجانی هستند و می‌توان آن‌ها را مانند سایر مهارت‌های نرم آموزش داد و تقویت کرد. فرد تاب‌آور استرس را می‌شناسد، آن را انکار نمی‌کند و با کمک معنا، توجه، خودگفتار و روابط حمایتی فشارها را به سوخت رشد تبدیل می‌کند. چنین نگاهی تاب‌آوری را از یک شعار انگیزشی به یک شایستگی مشخص تبدیل می‌کند که می‌توان آن را در کارگاه‌های مهارت‌های نرم، برنامه‌های توسعه مدیران و دوره‌های رفاه سازمانی به‌صورت ساختارمند و تمرینی پیاده‌سازی کرد.

کارگاه هوش هیجانی، تاب‌آوری و مدیریت استرس و خشم

اگر به‌دنبال تقویت هوش هیجانی، افزایش تاب‌آوری و یادگیری روش‌های علمی مدیریت استرس و خشم در محیط کار و زندگی هستید، می‌توانید در کارگاه تخصصی چالش آکادمی شرکت کنید.

مشاهده جزئیات کارگاه هوش هیجانی و مدیریت هیجانات

نظر دهید

بخش های ضروری *