خودتنظیمی و مدیریت احساسات در تعاملات چالشی
وقتی در یک گفتوگوی سخت قرار میگیریم، معمولاً اولین چیزی که از دست میدهیم «خودمان» هستیم؛ لحن عوض میشود، کلمات تندتر میشوند و بعد از گفتوگو تازه متوجه میشویم چه چیزهایی گفتهایم که واقعاً منظورمان نبوده است.
خودتنظیمی یعنی توانایی مدیریت آگاهانه احساسات و تکانهها در لحظهٔ تعامل؛ نه سرکوب احساس، و نه رها کردن کامل آن. این مهارت، حلقهٔ ارتباطی بین خودآگاهی هیجانی و «رفتار بیرونی» ما در رابطه است.
خودتنظیمی هیجانی چیست و چه چیزی نیست؟
خودتنظیمی هیجانی یعنی بتوانیم شدت و نحوهٔ ابراز احساس خود را طوری تنظیم کنیم که هم به خودمان وفادار بمانیم، هم به رابطه آسیب نزنیم. این مهارت بهخصوص در «تعاملات چالشی» مثل تعارض، اختلافنظر، بازخورد سخت یا لحظات فشار زمانی اهمیت پیدا میکند.
خودتنظیمی، «سرکوب احساس» یا «خاموشکردن خود» نیست. سرکوب، احساس را موقتاً زیر فرش میبرد اما آن را به شکل دیگری (قهر، طعنه، فرسودگی، انفجار ناگهانی) برمیگرداند. خودتنظیمی یعنی هم احساس را ببینیم، هم آگاهانه تصمیم بگیریم چطور و کی آن را ابراز کنیم.
سه مؤلفهٔ اصلی خودتنظیمی در رابطه
- مکث: ایجاد فاصله بین محرک (رفتار/کلام دیگری) و پاسخ ما.
- انتخاب: پرسیدن از خود که «کدام پاسخ، هم از من محافظت میکند، هم به رابطه کمک میکند؟».
- بازتنظیم: استفاده از تکنیکهایی مثل تنفس، تغییر زاویه نگاه، یا تغییر موقعیت برای کاهش شدت احساس.
رابطه خودتنظیمی با سبکهای ارتباطی
وقتی خودتنظیمی ضعیف است، معمولاً بین دو سر طیف حرکت میکنیم: یا منفعل میشویم و چیزی نمیگوییم، یا ناگهان پرخاشگر و تهاجمی میشویم. سبک منفعلـپرخاشگر نیز دقیقاً محصول عدم خودتنظیمی است: ظاهراً آرام، اما پر از خشم و نارضایتی پنهان.
برای حرکت به سمت سبک ارتباطی قاطعانه (Assertive)، باید هم احساس و نیاز خود را بشناسیم (خودآگاهی هیجانی)، و هم بتوانیم در لحظهٔ فشار، خود را تنظیم کنیم. این پیوند در مقالهٔ «سبکهای ارتباطی در رابطه مؤثر؛ از پرخاشگر تا قاطعانه» بهخوبی دیده میشود.
چرا در تعاملات چالشی خودتنظیمی سخت میشود؟
همهٔ ما در شرایط عادی، منطقیتر و حرفهایتر به نظر میرسیم؛ چالش اصلی زمانی است که احساس طردشدن، بیعدالتی، بیاحترامی یا تهدید را تجربه میکنیم. در این شرایط، سیستم بقا در مغز فعال میشود و سه واکنش کلاسیک «حمله، فرار یا فریز» را فعال میکند.
در تعاملات چالشی، این سه واکنش به این شکل دیده میشوند: حمله (خشونت کلامی، دفاع افراطی)، فرار (سکوت، قهر، قطع ارتباط) و فریز (گیرکردن، لکنت، ناتوانی در بیان نیاز). خودتنظیمی یعنی بتوانیم این الگوهای خودکار را ببینیم و بهتدریج جایگزینهای سالمتری بسازیم.
تلههای رایج در نبود خودتنظیمی
- واکنش بر اساس فرضها، نه واقعیت: بهجای پرسیدن، بر اساس داستان ذهنی خودمان واکنش نشان میدهیم.
- تعمیمدادن: از یک رفتار به «همیشه» و «هیچوقت» میرسیم (تو همیشه…، تو هیچوقت…).
- نیازهای نامرئی: در ظاهر درباره موضوعی صحبت میکنیم، اما در عمق، نیاز به احترام، دیدهشدن یا کنترل است که ما را فعال کرده.
پیوند خودتنظیمی با ایمنی روانی
در رابطهای که ایمنی روانی وجود دارد، ما برای تنظیم خود تنها نیستیم؛ طرف مقابل نیز با نحوهٔ واکنش خود به ما کمک میکند. وقتی دیگران اشتباه میکنند یا ما را ناخواسته ناراحت میکنند، میتوانیم همزمان هم مرز بگذاریم، هم رابطه را حفظ کنیم.
ساختن این فضا، بهخصوص در تیمها و سازمانها، نیازمند کار موازی روی خودتنظیمی فردی و فرهنگ ارتباطی است. مقالهٔ «اعتماد و ایمنی روانی؛ زیربنای روابط مؤثر در تیمها و سازمانها» به این بعد جمعی بیشتر پرداخته است.
تکنیکهای عملی خودتنظیمی در لحظهٔ تعامل
خودتنظیمی فقط یک مفهوم نظری نیست؛ نیاز به تکنیکهای ملموس و تمرینپذیر دارد. در ادامه چند ابزار ساده اما کاربردی را میبینید که میتوانید در گفتوگوهای روزمره امتحان کنید.
۱. تکنیک «مکث، نامگذاری، انتخاب»
این تکنیک سه گام ساده دارد:
- مکث: قبل از پاسخ، سه نفس عمیق بکشید و اگر لازم است چند ثانیه سکوت کنید.
- نامگذاری: در ذهن خود بگویید: «الان احساس خشم/شرمندگی/ترس/ناامیدی دارم».
- انتخاب: از خود بپرسید: «کدام پاسخ، هم از من محافظت میکند، هم رابطه را خراب نمیکند؟»
همین سه گام کوچک، شما را از حالت «واکنش خودکار» به «پاسخ انتخابشده» منتقل میکند.
۲. استفاده از «درخواست زمان» در گفتوگوهای داغ
در بسیاری از تعارضها، ادامهدادن گفتوگو در اوج احساسات، فقط اوضاع را خرابتر میکند. یک مهارت مهم خودتنظیمی این است که بتوانیم محترمانه درخواست زمان کنیم:
«الان احساس میکنم خیلی فعالم و میترسم حرفی بزنم که بعداً پشیمان شوم. میتوانیم نیم ساعت/فردا ادامه بدهیم؟»
۳. تنظیم بدن برای تنظیم ذهن
خودتنظیمی فقط در ذهن اتفاق نمیافتد؛ بدن نقش بزرگی دارد. چند تکنیک سادهٔ بدنی:
- پایین آوردن سرعت و حجم صدا.
- بازکردن وضعیت بدن (بهجای دست به سینه یا انقباض شدید).
- قرار دادن هر دو پا روی زمین و چند نفس عمیق، با بازدمهای بلندتر.
۴. بازنگری پس از تعامل
بعد از هر گفتوگوی چالشی، چند دقیقه برای «بازنگری» وقت بگذارید: کجا خوب تنظیم شدم؟ کجا از دست خودم خارج شدم؟ دفعهٔ بعد چه کار متفاوتی میتوانم انجام بدهم؟ این بازتاب، خودتنظیمی آینده را تقویت میکند.
خودتنظیمی، رابطه مؤثر و مهارتهای دیگر
خودتنظیمی بهتنهایی کافی نیست، اما بدون آن هیچ رابطه مؤثری پایدار نمیماند. این مهارت، در کنار خودآگاهی هیجانی، همدلی، سبک ارتباطی قاطعانه و تکنیکهای ارتباط مؤثر معنا پیدا میکند.
برای ساختن تصویر کاملتر از «رابطه مؤثر»، مطالعهٔ مقالات زیر توصیه میشود:
- رابطه مؤثر چیست؟ چارچوبی مبتنی بر هوش هیجانی و ایمنی روانی
- خودآگاهی هیجانی؛ نقطهٔ شروع هر رابطه مؤثر
- همدلی عمیق و درک دیدگاه دیگران؛ قلب رابطه مؤثر
- تکنیکهای ارتباط مؤثر (۱): گوشدادن فعال، پرسشگری و بازتاب احساس
- تکنیکهای ارتباط مؤثر (۲): بازخورد سازنده، پیام من و زبان بدن آگاهانه
همچنین، برای دیدن پیوند خودتنظیمی با کیفیت تصمیمگیری و حل مسئله، مطالعهٔ مقالات زیر میتواند مفید باشد:
کارگاه ارتباط مؤثر چالش آکادمی
اگر میخواهید مهارت خودتنظیمی و مدیریت احساسات را در موقعیتهای واقعی گفتوگو تمرین کنید و همزمان روی گوشدادن فعال، همدلی و بیان قاطعانه کار کنید، شرکت در کارگاه «ارتباط مؤثر» چالش آکادمی میتواند نقطهٔ شروعی جدی برای تغییر الگوهای ارتباطی شما باشد.
مشاهده جزئیات کارگاه ارتباط مؤثربرای سازمانها و تیمها، امکان طراحی و اجرای کارگاههای سفارشی ارتباط مؤثر و مهارتهای نرم نیز وجود دارد تا براساس نیازسنجی، برنامهای اختصاصی برای تیم شما طراحی شود.

نظر دهید