هیجانات اولیه و ثانویه از نگاه هوش هیجانی گلمن
در چارچوب هوش هیجانی، تمایز بین هیجانهای اولیه و ثانویه به تفاوت میان احساسات پایهای، سریع و تکاملی و احساسات ترکیبی، پیچیده و آموختهشده اشاره دارد. گلمن این تمایز را بر پایه کارهای پژوهشگرانی مانند پل اکمن و علوم عصبشناختی توضیح میدهد و نشان میدهد که هیجانهای پایه مانند خشم و ترس، زیرساخت بسیاری از حالتهای عاطفی پیچیدهتر هستند.۱. تعریف و مبنای نظری هیجانات اولیه و ثانویه
در کتاب «هوش هیجانی» و مرورهای بعدی بر این اثر، گلمن با اشاره به پژوهشهای اکمن از چند هیجان اساسی مانند خشم، ترس، شادی، غم، عشق، تعجب، تنفر و شرم بهعنوان احساسات بنیادی یاد میکند. این هیجانها ریشههای تکاملی دارند، در فرهنگهای مختلف به شکل نسبتاً مشابهی دیده میشوند و واکنشهایی سریع و خودکار را در مغز و بدن برمیانگیزند. در مقابل، هیجانات ثانویه ترکیب این احساسات پایه با تفسیر شناختی، هنجارهای فرهنگی و تجربه شخصی هستند؛ احساساتی مانند رنجش، حسادت، گناه یا غرور پیچیده، حاصل لایهلایه شدن هیجانهای اولیه و داستان ذهنی فرد نسبت به رویدادها هستند.۲. ویژگیهای هیجانات اولیه در چارچوب گلمن
هیجانهای اولیه در چارچوبی که گلمن به آن ارجاع میدهد، چند ویژگی مهم دارند: جهانی بودن، سرعت بالا و پیوند نزدیک با ساختارهای عمیق مغز مانند آمیگدالا. به عبارت دیگر، این احساسات بهطور خودکار و پیش از مداخله کامل مراکز منطقی مغز فعال میشوند و بدن را برای واکنشهایی مانند «جنگ یا گریز» آماده میکنند.- خشم، ترس، غم و شادی بهعنوان هسته واکنشهای دفاعی یا نزدیکی اجتماعی مطرح میشوند.
- احساساتی مانند تعجب، تنفر و شرم نیز بخشی از این مجموعه پایهای هستند که در چهره و فیزیولوژی بهطور نسبتاً یکسانی بروز میکنند.
۳. هیجانات ثانویه: محصول تفسیر، فرهنگ و یادگیری
هیجانهای ثانویه معمولاً ترکیبی از چند هیجان اولیه همراه با پردازش شناختی و اجتماعی هستند و بیشتر به معنای شخصی و داستانی که فرد برای رویداد میسازد وابستهاند. این دسته از احساسات اغلب پایدارتر از موج کوتاه هیجانهای پایهاند و میتوانند به حالتهای طولانیمدت مانند کینه، شرم مزمن یا خودکمبینی تبدیل شوند.- رنجش و کینه میتوانند از خشم اولیه حلنشده و تفسیرهای مکرر «بیعدالتی» یا «بیاحترامی» شکل بگیرند.
- حسادت معمولاً ترکیبی از ترس از دست دادن، غم و خشم است که با مقایسههای اجتماعی و خودگفتار منفی تقویت میشود.
- احساس حقارت، شرم پیچیده یا خودبزرگبینی نیز از ترکیب شادی، عشق به خود، ترس و انکار شرم ایجاد میشوند.
۴. اهمیت تمایز اولیه ـ ثانویه در هوش هیجانی گلمن
گرچه گلمن فصل مستقلی فقط با عنوان هیجانات اولیه و ثانویه ارائه نمیکند، اما ابزارهای او برای خودآگاهی و خودمدیریتی بر این تمایز تکیه دارند. درک این دو سطح برای توسعه هوش هیجانی دستکم در سه حوزه اهمیت دارد: خودآگاهی، خودمدیریتی و همدلی.- خودآگاهی دقیقتر: تشخیص اینکه اکنون با یک موج اولیه خشم یا ترس روبهرو هستیم یا درگیر رنجش و داستان طولانی در ذهن شدهایم، مسیر پاسخ را تغییر میدهد.
- خودمدیریتی و مهار ربایش هیجانی: اگر هیجانهای اولیه بهموقع دیده و نامگذاری شوند، کمتر به چرخههای ثانویه مخرب مثل کینه یا اضطراب مزمن تبدیل میشوند.
- همدلی و روابط بینفردی: فهم اینکه رفتار تند دیگران گاهی پوششی برای ترس یا شرم اولیه است، کیفیت همدلی و گفتوگو را ارتقا میدهد.
۵. رویکرد عملی: کار با هیجانات اولیه و ثانویه
در رویکردی همسو با گلمن، کار عملی روی هیجانها شامل تشخیص موج اولیه، نامگذاری دقیق، جدا کردن آن از روایت ثانویه و سپس مهار و بازآرایی است. این فرآیند بخشی از شایستگیهای خودآگاهی هیجانی و خودمدیریتی در مدل هوش هیجانی او محسوب میشود.الف) تشخیص و نامگذاری هیجان اولیه
گام نخست این است که فرد نشانههای بدنی و ذهنی موج اولیه (مثل تپش قلب، انقباض عضلات، افکار تند) را تشخیص دهد و آن را با واژهای مشخص مانند «خشمگینم»، «میترسم» یا «غمگینم» نامگذاری کند. این دقت واژگانی یا «دانهدانه بودن هیجان» به ایجاد فاصلهای سالم بین فرد و احساس کمک میکند و احتمال ربایش هیجانی را کاهش میدهد.ب) جدا کردن احساس ثانویه از داستان ذهنی
گام بعدی تشخیص این است که آیا اکنون درگیر یک احساس ثانویه مانند رنجش طولانی، حسادت یا شرم مزمن هستیم که بر پایه تفسیرها و تکرارهای ذهنی شکل گرفته است. پرسشهایی مانند «زیر این رنجش چه ترس یا دردی وجود دارد؟» کمک میکند لایه اولیه شناسایی شود و کار تنظیم روی ریشه احساس انجام گیرد، نه فقط روی پیامد ثانویه آن.ج) مهار، بازآرایی و یادگیری
در بخش خودمدیریتی مدل گلمن، مهار هیجان از طریق وقفه کوتاه، تنفس عمیق، تغییر تمرکز و بازآرایی شناختی توصیه میشود تا موج اولیه خشم یا ترس به رفتار آسیبزا یا الگوهای ثانویه مزمن تبدیل نشود. بازنگری بعد از فروکش هیجان، به فرد امکان میدهد از هر تجربه بیاموزد که چه چیزی او را برانگیخته و کدام پاسخ سازندهتر بوده است.۶. جمعبندی: نقش این تمایز در رشد هیجانی
در مجموع، در رویکردی همسو با گلمن، هیجانهای اولیه واکنشهای پایه، سریع و تکاملیاند که نقش هشدار و بقا دارند، در حالی که هیجانهای ثانویه محصول تفسیرها، فرهنگ و یادگیریهای فردی هستند. توسعه هوش هیجانی یعنی توانایی تشخیص این دو سطح، دیدن و مهار موجهای اولیه در زمان مناسب و پیشگیری از گرفتار شدن در چرخه هیجانهای ثانویه فرساینده. چنین مهارتی زمینهساز خودآگاهی عمیقتر، خودمدیریتی مؤثرتر و روابط انسانی سالمتر است؛ همان سه حوزهای که گلمن آنها را در قلب مفهوم هوش هیجانی قرار میدهد.کارگاه هوش هیجانی، تابآوری و مدیریت استرس و خشم
اگر بهدنبال تقویت هوش هیجانی، افزایش تابآوری و یادگیری روشهای علمی مدیریت استرس و خشم در محیط کار و زندگی هستید، میتوانید در کارگاه تخصصی چالش آکادمی شرکت کنید.
مشاهده جزئیات کارگاه هوش هیجانی و مدیریت هیجانات

نظر دهید