فرهنگ سازمانی و عملکرد؛ از ارزشها تا ساختار و یادگیری
فرهنگ سازمانی در ادبیات مدیریت از یک «موضوع نرم و کیفی» به یکی از مهمترین متغیرهای استراتژیک برای توضیح تفاوت عملکرد میان سازمانها تبدیل شده است و مرور پژوهشهای اخیر نشان میدهد که بدون درک عمیق فرهنگ، تحلیل عملکرد سازمان ناقص میماند.
ارزشها، هنجارها، نمادها و الگوهای رفتاری که در طول زمان در سازمان شکل میگیرند، نهتنها نحوه فکر کردن و عمل کردن افراد را هدایت میکنند، بلکه ظرفیت سازمان برای یادگیری، نوآوری، سازگاری و اجرای استراتژی را بهشدت تحتتأثیر قرار میدهند.
فرهنگ سازمانی چیست؟
فرهنگ سازمانی را میتوان بهعنوان «الگوی مشترک فرضیات اساسی، ارزشها و هنجارهایی» تعریف کرد که اعضای سازمان را در درک واقعیت، تصمیمگیری و رفتار هماهنگ میکند و به آنها میگوید چه چیزی در این سازمان «مطلوب»، «قابلقبول» یا «غیرقابلقبول» است.
این فرهنگ در سه لایه قابل مشاهده است: نمادها و مصنوعات ظاهری (مانند زبان، فضا و آیینها)، ارزشهای اعلامشده (بیانیهها، شعارها، سیاستها) و فرضیات عمیق و نانوشتهای که اغلب ناخودآگاه هستند اما نقش اصلی را در هدایت رفتار واقعی ایفا میکنند.
فرهنگ مبتنی بر ارزشها در برابر رویکرد نهادی
رویکرد مبتنی بر ارزشها، بر این فرض استوار است که فرهنگ قوی و همسو با استراتژی، عملکرد سازمانی را بهبود میدهد؛ در این نگاه، فرهنگ بهعنوان منبع مزیت رقابتی شناخته میشود که تقلید آن برای رقبا دشوار است.
در مقابل، رویکرد نهادی بیشتر بر فشارهای محیطی، قوانین، استانداردها و منطقهای غالب در حوزه فعالیت سازمان تأکید میکند و توضیح میدهد که بخشی از فرهنگ، نتیجه تلاش سازمان برای کسب مشروعیت و همسویی با انتظارات محیطی است.
تلفیق این دو نگاه نشان میدهد که فرهنگ اثربخش، هم ریشه در ارزشهای درونی و اصیل سازمان دارد و هم حساس به قواعد و انتظارات محیطی است؛ سازمانی که درونی منسجم اما نسبت به محیط «کر» باشد، دیر یا زود با بحران مشروعیت مواجه میشود.
فرهنگ سازمانی و عملکرد؛ شواهد تجربی
مطالعات متعددی نشان دادهاند که فرهنگهایی با ویژگیهایی مانند اعتماد بالا، تمرکز بر یادگیری، حمایت از نوآوری، همکاری بینبخشی و مشتریمحوری، با سطوح بالاتر بهرهوری، کیفیت خدمات، نوآوری و رضایت مشتری همراه هستند.
در مقابل، فرهنگهای مبتنی بر ترس، سرزنش، سلسلهمراتب افراطی و کنترل سخت، گرچه ممکن است در کوتاهمدت نظم و انضباط ظاهری ایجاد کنند، اما در بلندمدت با فرسودگی، رفتارهای تدافعی، پنهانکاری خطا و کاهش ظرفیت یادگیری سازمانی گره میخورند.
نقش رهبری در شکلدهی و نگهداشت فرهنگ
رهبران، یکی از اصلیترین معماران فرهنگ سازمانی هستند؛ آنچه رهبران در عمل پاداش میدهند، تحمل میکنند، نادیده میگیرند و یا تنبیه میکنند، پیامهای قدرتمندی درباره «واقعاً چه چیزی مهم است» به افراد مخابره میکند.
رهبری تحولآفرین، با تأکید بر ارزشهای مشترک، چشمانداز معنادار، اعتمادسازی و توسعه افراد، معمولاً فرهنگهایی را تقویت میکند که در آنها یادگیری، نوآوری، همکاری و رفتارهای فراتر از نقش بهعنوان هنجار پذیرفته میشود.
در مقاله «رهبری تحولآفرین، اعتماد و تعهد سازمانی» نشان داده میشود که چگونه این سبک رهبری از طریق اعتماد و تعهد، بهتدریج ویژگیهای فرهنگ سازمانی را شکل میدهد و تثبیت میکند.
فرهنگ یادگیرنده و عملکرد پایدار
فرهنگ یادگیرنده بر ارزشهایی مانند کنجکاوی، بازخورد، بازاندیشی، آزمونوخطا و اشتراک دانش استوار است و این ارزشها، بستر اصلی برای نوآوری، بهبود مستمر و سازگاری با تغییرات محیطی را فراهم میکنند.
در چنین فرهنگی، خطا بهجای آنکه صرفاً بهعنوان «شکست فرد» دیده شود، فرصتی برای یادگیری سیستماتیک تلقی میشود و افراد تشویق میشوند مشاهدات و درسآموختههای خود را با دیگران به اشتراک بگذارند و از تکرار خطا جلوگیری کنند.
فرهنگ اشتراک دانش و سازمانهای دانشبنیان
در سازمانهای دانشبنیان، فرهنگ اشتراک دانش یک عامل حیاتی برای عملکرد و نوآوری است؛ اگر افراد تمایل نداشته باشند دانش ضمنی و تجربیات خود را به اشتراک بگذارند، سازمان دچار دوبارهکاری، اتلاف منابع و کاهش سرعت یادگیری میشود.
فرهنگ اشتراک دانش زمانی شکل میگیرد که اعتماد، انصاف، قدردانی از مشارکت و زیرساختهای مناسب (سیستمها، جلسات، فضاها) وجود داشته باشد؛ در غیر این صورت، حتی با وجود ابزارهای فناوری پیشرفته، افراد ممکن است دانش خود را بهعنوان منبع قدرت شخصی پنهان نگه دارند.
سرمایه روانشناختی کارکنان، که در مقاله «سرمایه روانشناختی و رفتار شهروندی سازمانی» تشریح شده است، نقش مهمی در تقویت رفتارهای اشتراک دانش و مشارکت داوطلبانه در یادگیری جمعی دارد.
فرهنگ عملکردمحور در برابر فرهنگ کنترل
فرهنگ عملکردمحور، بر تعریف شفاف اهداف، بازخورد منظم، مسئولیتپذیری و تمرکز بر نتایج معنادار برای مشتری و ذینفعان تأکید دارد، در حالیکه فرهنگ کنترل، بیشتر بر رعایت ظاهری قوانین، پر کردن فرمها و «تیکزدن» شاخصها تمرکز میکند.
در فرهنگ عملکردمحور، شاخصها ابزار یادگیری و هدایت هستند، اما در فرهنگ کنترل، به هدفی در خود تبدیل میشوند و در نهایت میتوانند رفتارهای فرصتطلبانه، گزارشدهی غیرواقعی و تمرکز بر عدد بهجای ارزش واقعی خلقشده را تقویت کنند.
عدالت سازمانی، اعتماد و فرهنگ
ادراک عدالت سازمانی (در ابعاد توزیعی، رویهای و تعاملی) یکی از پایههای شکلگیری فرهنگ اعتمادمحور و مشارکتی است؛ بیعدالتی مزمن، فارغ از تعداد شعارهای مثبت، بهسرعت فرهنگ بیاعتمادی، محافظهکاری و فاصلهگیری عاطفی از سازمان را تقویت میکند.
سازمانی که در آن فرآیندهای تصمیمگیری شفاف، معیارهای ارتقا و پاداش روشن و رفتار مدیران منصفانه باشد، زمینهای فراهم میکند که در آن کارکنان با آسودگی روانی بیشتری در یادگیری، نوآوری و رفتارهای شهروندی سرمایهگذاری کنند و این سرمایهگذاری، خود را در عملکرد نشان میدهد.
پیوند فرهنگ، عدالت و انگیزش در مقاله «مدلهای نوین انگیزش در رفتار سازمانی» با تمرکز بر نظریههای جدید انگیزش بهتفصیل بررسی شده است.
فرهنگ سازمانی در عصر کار ترکیبی
گسترش کار ترکیبی و تیمهای پخششده، پرسشهای جدیدی درباره فرهنگ سازمانی ایجاد کرده است؛ فرهنگی که زمانی عمدتاً از طریق حضور فیزیکی، آیینهای مشترک و فضای کاری شکل میگرفت، اکنون باید در بستر دیجیتال و تجربههای پراکنده نیز بازتعریف شود.
در چنین شرایطی، رفتار رهبران در فضای آنلاین، کیفیت ارتباطات دیجیتال، نحوه مدیریت جلسات مجازی، قوانین نانوشته درباره حضور و پاسخگویی و توجه به عدالت در دسترسی به اطلاعات و فرصتها، نقش تعیینکنندهای در تجربه فرهنگ دارند.
مقاله «رفتار سازمانی در عصر کار ترکیبی» بهطور اختصاصی به چالشها و الزامات فرهنگ و رفتار در محیطهای هیبریدی میپردازد.
طراحی و تغییر فرهنگ سازمانی
اگرچه فرهنگ، ریشه در تاریخ و تجربههای گذشته سازمان دارد، اما ثابت و غیرقابلمدیریت نیست؛ میتوان با مداخلات هدفمند، بهتدریج عناصر ناسازگار را کاهش داد و عناصر حامی استراتژی و یادگیری را تقویت کرد.
مهمترین اهرمهای تغییر فرهنگ شامل رفتار و تصمیمهای رهبران کلیدی، سیستمهای منابع انسانی (جذب، ارتقا، پاداش، ارزیابی)، روایتها و داستانهای غالب در سازمان، و طراحی ساختارها و فرآیندهایی است که پیامهای ضمنی درباره «آنچه واقعاً مهم است» ارسال میکنند.
در سازمانهای یادگیرنده، تغییر فرهنگ نه بهصورت پروژهای کوتاهمدت، بلکه به شکل یک فرآیند مستمر طراحی میشود که در آن بازخورد، بازاندیشی و همسوسازی مداوم میان استراتژی، ساختار و فرهنگ، بخشی از کار عادی مدیریت است.
طراحی و تقویت فرهنگ سازمانی مطلوب در سازمان شما
اگر احساس میکنید فرهنگ سازمانی فعلی با استراتژی، مدل کسبوکار یا محیط جدید کار (از جمله کار ترکیبی) همراستا نیست و میخواهید بهصورت هدفمند روی فرهنگ، انگیزش و رفتار سازمانی کار کنید، میتوانید از کارگاهها و برنامههای تخصصی چالش آکادمی استفاده کنید.
منابع (Selected References)
- Schein, E. H., & Schein, P. (2017). Organizational Culture and Leadership.
- Recent systematic reviews on organizational culture and performance in high-impact management journals.
- Empirical studies on the role of organizational culture in enhancing workplace performance and employee engagement.
- Research on knowledge sharing culture, organizational learning and innovation in knowledge-intensive organizations.
- Studies examining the interaction between transformational leadership, culture and organizational outcomes.
- Latest reports and surveys on organizational culture in hybrid and remote work contexts.

نظر دهید