امیگدالا و واکنش مغر در مواجهه با احساسات

آمیگدالا و واکنش جنگ، گریز، فریز در مدیریت هیجانات

سه رفتار حمله، گریز و فریز مغز هیجانی و آمیگدالا در مدیریت هیجانات

سه رفتار «حمله، گریز و فریز» پاسخ‌های خودکار مغز هیجانی در مواجهه با تهدید هستند که در مفهوم ربایش آمیگدالا، جایگاه مرکزی در تفسیر دنیل گلمن از مدیریت هیجانات دارند. این پاسخ‌ها در کسری از ثانیه و پیش از مداخله کامل قشر پیش‌پیشانی فعال می‌شوند و تعیین می‌کنند که فرد در لحظات فشار و استرس چگونه رفتار کند.

۱. ربایش آمیگدالا در چارچوب هوش هیجانی گلمن

گلمن در توضیح هوش هیجانی، وضعیتی را توصیف می‌کند که طی آن مرکز هیجانی مغز به‌ویژه آمیگدالا وضعیت اضطراری اعلام کرده و بقیه مغز را تحت فرمان خود می‌گیرد؛ او این حالت را ربایش آمیگدالا می‌نامد. در چنین وضعیتی، مسیر سریع هیجانی بر مسیر کندتر و تحلیلی قشر پیش‌پیشانی غالب می‌شود و پاسخ‌های شدید حمله، گریز یا فریز را شکل می‌دهد. این سازوکار از منظر تکاملی برای بقا طراحی شده است؛ مغز احساس می‌کند باید بسیار سریع تصمیم بگیرد که «آیا باید بجنگم، فرار کنم یا خودم را بی‌حرکت کنم؟» و بر همین اساس الگوهای واکنش هیجانی را فعال می‌کند.

۲. مسیر عصبی از محرک تا پاسخ سه‌گانه

وقتی محرک تهدیدکننده دریافت می‌شود، اطلاعات حسی ابتدا به تالاموس می‌رسد و از آنجا دو مسیر را طی می‌کند: یک مسیر سریع به آمیگدالا و یک مسیر کندتر به قشر مخ. در ربایش آمیگدالا، مسیر سریع غالب می‌شود و آمیگدالا با فعال‌سازی محور استرس و دستگاه عصبی خودمختار، بدن را برای سه نوع پاسخ حمله، گریز یا فریز آماده می‌کند. نتیجه این فعال‌سازی تغییراتی مانند افزایش ضربان قلب، تنفس سریع، تنش عضلات و تنگ شدن میدان توجه است؛ یعنی بدن وارد حالت آماده‌باش برای واکنش دفاعی می‌شود و کارکردهای تحلیلی قشر پیش‌پیشانی به‌طور موقت تضعیف می‌شوند.

۳. پاسخ حمله (Fight): انفجار خشم و دفاع فعال

در پاسخ حمله، آمیگدالا تهدید را به‌گونه‌ای تفسیر می‌کند که گویا «به من حمله شده» و بهترین راه، دفاع فعال یا پرخاشگری است. فرد ممکن است موج شدید خشم، تنش بدنی و تکانشگری رفتاری را تجربه کند؛ فریاد زدن، حمله کلامی یا واکنش‌های فیزیکی تند از نمودهای این حالت‌اند. گلمن این انفجارهای ناگهانی را نمونه‌های کلاسیک ربایش هیجانی می‌داند که در آنها آمیگدالا به‌طور موقت قشر پیش‌پیشانی را کنار زده و کنترل رفتار را به دست گرفته است. در مدیریت هیجانات، هدف این است که موج اولیه خشم به‌موقع تشخیص داده شود تا پیش از تبدیل شدن به حمله، مهار و بازآرایی شناختی روی آن انجام شود.

۴. پاسخ گریز (Flight): اجتناب، فرار و عقب‌نشینی

در پاسخ گریز، همان مدار استرس فعال می‌شود اما استراتژی انتخابی «دور شدن از تهدید» است. این حالت ممکن است به‌صورت ترک ناگهانی موقعیت، فرار از گفت‌وگو، تعویق‌های مکرر یا اجتناب از مواجهه با فرد یا مسئله خود را نشان دهد، هرچند در سطح مغز همان ربایش آمیگدالا و فعال شدن شدید ترس در جریان است. گلمن توضیح می‌دهد که بزرگ‌نمایی تهدید توسط آمیگدالا می‌تواند فرد را به الگوهای مزمن اجتناب و کناره‌گیری سوق دهد؛ در محیط کار و روابط، این الگو به‌صورت ناتوانی در مواجهه با تعارض، بازخورد سخت یا تصمیم‌های دشوار بروز می‌کند. کار روی مدیریت هیجانات در اینجا شامل شناسایی ترس پایه‌ای، ارزیابی دوباره واقعی بودن تهدید و تمرین مواجهه تدریجی به‌جای فرار خودکار است.

۵. پاسخ فریز (Freeze): قفل شدن، کرختی و بی‌حرکتی

رفتار فریز زمانی رخ می‌دهد که مغز تهدید را هم شدید و هم غیرقابل‌گریز ارزیابی می‌کند؛ نه حمله را امن می‌بیند و نه گریز را ممکن. در این وضعیت، سیستم دفاعی به سمت نوعی توقف و قفل شدن می‌رود؛ فرد ممکن است احساس کند بدنش خشک شده، ذهنش خالی شده یا توان تصمیم‌گیری و صحبت کردن را از دست داده است. در چارچوب ربایش آمیگدالا، فریز نیز محصول همان مسیر سریع هیجانی است با این تفاوت که خروجی رفتاری، بی‌حرکتی و انتظار است تا شاید تهدید کاهش یابد یا از کنار فرد عبور کند. افراد پس از چنین موقعیت‌هایی ممکن است از «یخ زدن» خود احساس شرم یا سرزنش داشته باشند، در حالی که این پاسخ بخشی از منطق دفاعی مغز هیجانی است.

۶. پیوند سه پاسخ با مدیریت هیجانات در مدل گلمن

در مدل هوش هیجانی گلمن، دو حوزه خودآگاهی و خودمدیریتی ابزارهای اصلی برای کار با پاسخ‌های حمله، گریز و فریز محسوب می‌شوند. خودآگاهی یعنی توانایی تشخیص این‌که اکنون کدام مدار فعال شده است، و خودمدیریتی یعنی مهار و تنظیم این انرژی هیجانی به‌گونه‌ای که به رفتارهای سنجیده‌تر منجر شود.
  • تشخیص نشانه‌های بدنی و ذهنی موج اولیه هیجان (افزایش ضربان قلب، تنفس، تنش، خالی شدن ذهن) به‌عنوان هشدار فعال شدن آمیگدالا.
  • ایجاد وقفه کوتاه از طریق تنفس عمیق، سکوت چند ثانیه‌ای یا تغییر موقت موقعیت برای دادن فرصت به قشر پیش‌پیشانی جهت پردازش منطقی‌تر.
  • بازنگری بعد از فروکش هیجان برای شناسایی الگوها، محرک‌ها و انتخاب راهبردهای جایگزین در موقعیت‌های مشابه آینده.
سه رفتار حمله، گریز و فریز ضعف شخصیتی نیستند، بلکه خروجی طبیعی مدارهای دفاعی مغز هیجانی‌اند که برای بقا طراحی شده‌اند. هنر مدیریت هیجانات این است که فرد بتواند این مدارها را بشناسد، سرعت آنها را با خودآگاهی و خودمدیریتی کاهش دهد و به‌جای واکنش‌های خودکار آمیگدالا، پاسخ‌هایی همسو با ارزش‌ها و اهداف بلندمدت خود برگزیند.

کارگاه هوش هیجانی، تاب‌آوری و مدیریت استرس و خشم

اگر به‌دنبال تقویت هوش هیجانی، افزایش تاب‌آوری و یادگیری روش‌های علمی مدیریت استرس و خشم در محیط کار و زندگی هستید، می‌توانید در کارگاه تخصصی چالش آکادمی شرکت کنید.

مشاهده جزئیات کارگاه هوش هیجانی و مدیریت هیجانات

نظر دهید

بخش های ضروری *