🎓 ثبت‌نام کارگاه‌های ویژه آغاز شد: IDP و PDP | هوش هیجانی | ارتباط مؤثر ثبت‌نام فوری
teamwork

3 عامل مهم موفقیت تیم

موفقیت یک تیم وابسته به سطح عملکرد تک تک اعضای تیم است.

نگرش و رویکرد، توانایی و تخصص و در نهایت جهت و خواست  3 رکن اساسی کار تیمی به شمار می‌روند.

طبق تجربه در بسیاری از موارد اعضای تیم هم توانایی دارند و هم خواست، اما نگرش و رویکرد و #جهت را در اختیار ندارند و به همین دلیل سرگردانند.

در نتیجه بعد از مدتی احساس پوچی، ناکارآمدی و البته عدم تعلق خاطر به آنها دست می دهد و این نقطه آغاز شکست تیم است.

و اینجاست که برنامه #توسعه_فردی با حضور راهنمایی قوی و با تجربه (کوچ و منتور) می تواند نقش بسیار موثری را در نجات تیم و نمایان سازی پتانسیل فردی اعضای تیم و شادکامی ایشان ایفا کند.

یکی از اصلی ترین ماموریت های چالش آکادمی همسوسازی و جهت دهی اعضای سازمان با #چشم_انداز و #ماموریت سازمان از طریق پیاده سازی برنامه توسعه فردی است.

برای دریافت اطلاعات بیشتر با ما در تماس باشید:

Www.Chaleshacademy.ir
09126845721
09010893357

 


#چالش_آکادمی #کافه_چالش
#مهارتهای_نرم #کارتیمی #کسب_و_کار #خلاقیت #نوآوری #خودشناسی #مدیر_حرفه_ای #هوش_هیجانی #حل_مسئله #ارتباط_مؤثر #ارائه_مؤثر #تصمیم_گیری #آموزش #گفتگو #تغییر #نگرش #همکاری #هدف_گذاری

generation-z

نسل زد (Z)

نسل زد، نسل دایناسور، اژدها، ژن برتر و هویلاست!

متاسفانه این القابی است که افراد غیرمتخصص اما به شدت فعال در حوزه منابع انسانی، بدون در نظر گرفتن عواقب این گونه برچسب گذاری به نسل های جدید اختصاص می دهند.

اولین چیزی که در بررسی نسل زد توسط این سخنوران و دانشمندان قلابی به چشم می‌خورد نادیده گرفتن انسانیت این نسل است و این مسئله موجب بروز خطاهای قضاوتی و شناختی ‌شده است.

اینکه نسل زد نسلی جذاب، رک، نظم ناپذیر، دارای عقیده های خاص و…. هستند شاید واقعیت باشد اما واقعیت بزرگتری وجود دارد که به دلایل مختلف از جمله عدم اشراف به مباحث بنیادین حوزه رفتارشناسی و انسان شناسی و یا عامدانه و در جهت تبلیغات و شهرت از گفتن آنها صرف نظر می شود.

مشکل بیان این صفات نیست، بلکه مشکل اصلی رویکرد جانبدارانه و طرفدار گونه و البته با جذابیت افزوده به این مسئله است.

خطر این نوع پرداخت به مسئله ی مهمی چون این، این است که بدون درک رفتارها و عملکردهای بنیادین انسان موجب ترویج خطاهای جبران ناپذیری خواهیم شد.

اینکه بی نظمی و یا عدم تعهد به زمان، لش بودن، بی حوصله بودن، گنگ بودن، رک گویی آلوده به رکیک گویی و… را خوب بدانیم و مشوق آن باشیم موجب خارج شدن این نسل از دایره مسائل بنیادین دانشی و رفتاری خواهیم شد و در دراز مدت قطعا این نسل را با مشکلات جدی مواجه خواهد کرد زیرا برخی مسائل اگر چه در کوتاه مدت جذابند اما در دراز مدت به مانند فنر به سرشت انسانی خود بر خواهد گشت که آن زمان برای ایشان خیلی دیر شده باشد.

یکی از عوارضی که هم اکنون همه ما به آن آلوده شده ایم، عادت به خوانش مطالب کوتاه و ویدئوهای زیر یک دقیقه است که به شدت به تربیت افراد سطحی کمک کرده است و این مصداقی است برای اشتباه بودن برخی رفتارهای به ظاهر جذاب.

یادمان باشد در حوزه مسائل انسانی هیچ چیز قطعی ای وجود ندارد بنابراین نه این نسل نسل بی عیب و ایراد و اسطوره ای هستند و نه نسل پیش از آنها نسل به درد نخور و دست و پا چلفتی!


از دوستان و اساتید حوزه منابع انسانی خواهشمندم حساسیت خود را در این خصوص افزایش دهند تا موجب تباهی نسل‌های آینده نشویم.


برای برگزاری کارگاه های آموزش مهارت‌های نرم با ما در ارتباط باشید.

#چالش_آکادمی #کافه_چالش
#مهارتهای_نرم #کارتیمی #کسب_و_کار #خلاقیت #نوآوری #خودشناسی #مدیر_حرفه_ای #هوش_هیجانی #حل_مسئله #ارتباط_مؤثر #ارائه_مؤثر #تصمیم_گیری #آموزش #گفتگو #تغییر #نگرش #همکاری #توسعه_فردی

Www.Chaleshacademy.ir
09126845721
09010893357

ISS_24519_99623_1254x559_acf_cropped

اهمیت مهارت نرم در عصر انقلاب صنعتی 4.0

انقلاب صنعتی چهارم که به عنوان Industry 4.0 نیز شناخته می شود، با ادغام دنیای دیجیتال، فیزیکی و بیولوژیکی مشخص می شود. این بر اساس تحولات انقلاب صنعتی سوم است که عمدتاً بر اتوماسیون تولید و ظهور فناوری دیجیتال متمرکز بود. صنعت 4.0 در حال حاضر با پیشرفت هایی در زمینه های مختلف از جمله هوش مصنوعی، رباتیک، محاسبات کوانتومی و بیوتکنولوژی مشخص شده است.

با ورود به عصر صنعت 4.0، پیشرفت های سریع در فناوری، شیوه زندگی، کار و تعامل ما با یکدیگر را تغییر می دهد و در عین حال پیشرفت های بی سابقه ای را در بهره وری کسب و کار ارائه می دهد. به طور خاص، ادغام داده‌های بزرگ، هوش مصنوعی، روباتیک، اینترنت اشیا و سایر نوآوری‌های دیجیتال، آینده کار را شکل می‌دهند. مورد دوم به تغییر مداوم در شیوه های کاری و روش هایی که آنها بر مشاغل و کارگران آنها تأثیر می گذارند اشاره دارد. به طور گسترده پذیرفته شده است که آینده کار مستلزم مجموعه جدیدی از مهارت ها است که کارگران و مشاغل را قادر می سازد در این دوره جدید پیشرفت کنند. توسعه این مهارت ها به طور مستقیم با تغییرات مداوم و تکامل بازار کار مرتبط است. سازمان‌هایی مانند مجمع جهانی اقتصاد (WEF) و مجمع جهانی تولید (WMF) پیش‌بینی کرده‌اند که در دهه آینده میلیون‌ها شغل با تغییر در تقسیم کار بین انسان و ماشین جابجا خواهد شد. به عنوان بخشی از این تغییر، میلیون‌ها نقش و شغل جدید نیز پدیدار خواهند شد، اما این مشاغل جدید نیازمند مجموعه‌ای از مهارت‌ها هستند. به همین دلیل است که مشاغل و کارگران باید مهارت های ضروری را که برای کمک به موفقیت آنها در انقلاب صنعتی چهارم مورد نیاز است، درک کنند. در عین حال، آنها باید برای سازگاری با این تغییرات نیز آماده شوند.

 

سواد فناوری برای صنعت 4.0

Industry 4.0 در درجه اول یک انقلاب تکنولوژیکی است. بنابراین، مهارت‌های فنی و فناوری باید در اولویت كارگران و سازمان‌های صنعتی قرار گیرد. مهارت‌های فن‌آوری مورد نیاز برای مشاغل Industry 4.0 را می‌توان به طور کلی به دو دسته طبقه‌بندی کرد:

–  مهارت‌های مدیریت و کار با فناوری 

– مهارت‌های اصلی فناوری

 مهارت های مدیریت فناوری شامل توانایی مدیریت و نظارت بر پیاده سازی و استفاده از فناوری های مختلف در یک سازمان است. انتظار می رود بیشتر مدیران دارای چنین مهارت هایی باشند تا بتوانند از فناوری های نوظهور برای بهبود قابل ملاحظه نتایج تجاری خود استفاده کنند.

از سوی دیگر مهارت‌های اصلی فناوری به تخصص در فناوری‌های خاص مانند هوش مصنوعی، روباتیک، اینترنت اشیا و سایر نوآوری‌های دیجیتال اشاره دارد. به عنوان مثال، برای موفقیت در Industry 4.0، متخصصان باید در برخی از مهارت های تکنولوژیکی زیر به خوبی تسلط داشته باشند:

  • یادگیری ماشینی، شناسایی الگوها و قوانین مجموعه داده‌های عظیم برای آموزش ماشین‌ها، ربات‌ها و سیستم‌های فیزیکی-سایبری با هدف عملکرد مستقل.
  • واقعیت افزوده (AR)،  ترکیب دنیای واقعی و بیرونی با نمایش‌های مجازی جهت ایجاد بینش منحصربه‌فرد از پیکربندی‌های مختلف محیط‌های واقعی.
  • واقعیت مجازی (VR)، شبیه‌سازی دنیای واقعی با هدف تسهیل در امر آموزش.
  • رباتیک و دستگاه‌های اتوماسیون، با ترکیب فناوری‌های یادگیری ماشین و اینترنت اشیا افق های جدیدی در بهینه‌سازی فرآیند تولید و خدمات باز می کند.
  • تولید افزودنی (Additive Manufacturing)، که مستلزم استفاده از چاپگرهای سه بعدی برای تولید قطعات یا کل محصولات بر اساس مدل های دیجیتالی است. پرینت سه بعدی می تواند فرآیندهای تولید را تا حد زیادی تسریع کند و به حل چالش های چابکی و سرعت در تولید به شدت کمک می کند.
  • فناوری بلاک چین،  کلید ایجاد شبکه‌های هوشمند، ایمن و غیرمتمرکز است که دارایی‌های دیجیتال را به شیوه‌ای قابل اعتماد مدیریت می‌کند.

سایر مهارت های ضروری

در انقلاب صنعتی 4.0 فراتر از مهارت های فنی و تکنولوژیکی، افراد باید مجموعه متنوعی از مهارت های مکمل مانند مهارت های بین فردی و مهارت های نرم را نیز توسعه دهند. به طور خاص، برخی از مهارت‌های غیرفناوری که در انقلاب صنعتی چهارم تقاضای زیادی دارند عبارتند از:

  • حل مسائل پیچیده : توانایی حل مسائل پیچیده و چند رشته ای در عصر صنعت 4.0 بسیار مهم است. با ادامه پیشرفت فناوری، متخصصان باید خود را با سیستم‌ها، فرآیندها و چالش‌های جدید وفق دهند که نیازمند راه‌حل‌های خلاقانه و نوآورانه است.
  • تفکر انتقادی : این شامل توانایی تجزیه و تحلیل اطلاعات، ارزیابی شواهد و تصمیم گیری آگاهانه است. در عصر Industry 4.0، از متخصصان انتظار می رود که بتوانند اعتبار حجم وسیعی از داده ها را ارزیابی کنند و از این اطلاعات برای تصمیم گیری استراتژیک استفاده کنند.
  • هوش هیجانی (EQ): EQ به توانایی درک و مدیریت احساسات خود و دیگران اشاره دارد. همانطور که اتوماسیون وظایف معمول را بر عهده می گیرد، اهمیت تعامل انسان با انسان افزایش می یابد. بنابراین EQ به تدریج در حال تبدیل شدن به یک مهارت حیاتی در محل کار است.
  • خلاقیت : توانایی تولید ایده‌ها، محصولات یا راه‌حل‌های جدید است. همانطور که صنایع به تکامل خود ادامه می دهند، متخصصان برای توسعه استراتژی ها و راه حل های نوآورانه باید از طریق تفکر خلاق اقدامات بیشماری را انجام دهند.
  • سواد فناورانه : این در مورد توانایی درک و استفاده مؤثر از ابزارها و فناوری های دیجیتال است. با ظهور اتوماسیون و دیجیتالی شدن، حرفه ای ها باید در استفاده از فناوری خبره باشند و بتوانند به سرعت کار با سیستم های جدید را یاد بگیرند.
  • سازگاری و انعطاف پذیری : Industry 4.0 همزاد تغییرات سریع است و به این معناست که افراد در این عصر به شدت نیازمند سازگاری و انعطاف پذیری هستند. به طور خاص، متخصصان باید برای یادگیری مهارت‌های جدید، پذیرش تغییرات و تنظیم استراتژی‌های خود برای مرتبط ماندن در بازار کار دائم خود را در سطح آمادگی مطلوبی قرار دهند.
  • همکاری و کار گروهی : از آنجایی که فناوری به شکستن موانع جغرافیایی ادامه می‌دهد، توانایی کار موثر در تیم‌های مختلف اهمیت فزاینده‌ای پیدا می‌کند. حرفه ای ها باید بتوانند مهارت های ارتباطی و همکاری قوی را برای موفقیت در محیط کاری جهانی شده توسعه دهند.

 به طور کلی، افراد و سازمان‌ها باید گام‌های فعالانه‌ای برای مواجه شدن با چالش‌ها و فرصت‌های صنعت 4.0 بردارند. این شامل سرمایه گذاری در یادگیری مستمر، پذیرش فناوری های جدید و پرورش فرهنگ نوآوری و همکاری است. با توسعه مهارت های ضروری مورد نیاز برای انقلاب صنعتی چهارم، افراد می توانند موفقیت بلندمدت خود را در بازار کار که به سرعت در حال تحول است، تضمین کنند.

how-to-decidepng

مدل تصمیم گیری Vroom–Yetton

مدل تصمیم‌گیری Vroom–Yetton؛ انتخاب سبک مناسب مشارکت در تصمیم

مدل تصمیم‌گیری Vroom–Yetton؛ انتخاب سبک مناسب مشارکت در تصمیم

یکی از چالش‌های اساسی در تصمیم‌گیری این است که رهبر یا مدیر بداند «چطور» تصمیم بگیرد؛ به‌تنهایی، با مشورت محدود، یا با مشارکت کامل تیم. این‌جا فقط کیفیت راه‌حل مهم نیست؛ میزان فوریت، ضرورت تعهد تیم، سطح اطلاعات و حتی خطاهای شناختی نیز تعیین‌کننده‌اند.

یک باور رایج اما اشتباه این است که «همه تصمیم‌ها باید به‌صورت تیمی گرفته شوند تا تصمیم‌های خوبی باشند». در عمل، اگر همه تصمیم‌ها را جمعی بگیریم، تصمیم‌های فوری و حساس با مشکل زمان و کارایی روبه‌رو می‌شوند و اگر همه را فردی بگیریم، کیفیت و تعهد تیمی قربانی می‌شود.

مدل وروم–یتن چیست و از کجا آمده است؟

مدل اقتضایی وروم–یتن (Vroom–Yetton) یک نظریه رهبری وابسته به موقعیت است که توسط ویکتور وروم و فیلیپ یتن در دهه ۱۹۷۰ ارائه شد و بعداً همراه با آرتور جاگو توسعه یافت. این مدل به رهبران کمک می‌کند براساس ویژگی‌های مسئله و تیم، سطح مناسب مشارکت در تصمیم‌گیری را انتخاب کنند.

به‌جای پیشنهاد یک «سبک واحدِ همیشه‌درست»، مدل وروم–یتن می‌گوید: تصمیم‌های مختلف، سبک‌های متفاوتی می‌خواهند. نتیجه این نگاه، ۵ سبک تصمیم‌گیری و یک درخت تصمیم است که با پاسخ به ۷ پرسش کلیدی، سبک مناسب را پیشنهاد می‌کند. این رویکرد با مباحث رهبری معاصر، تفویض اختیار و معماری تصمیم هم‌راستا است.

۵ سبک مدیریت تصمیم‌گیری در مدل وروم–یتن

مدل وروم–یتن ۵ سبک تصمیم‌گیری را از «کاملاً خودکامه» تا «کاملاً گروه‌محور» تعریف می‌کند. نکته کلیدی این است که هیچ‌کدام ذاتاً خوب یا بد نیستند؛ هر سبک در موقعیت مناسب خود می‌تواند بهترین انتخاب باشد.

۱. سبک خودکامه نوع اول (AI)

در سبک AI، مدیر با تکیه بر اطلاعاتی که در همان لحظه در اختیار دارد، به‌تنهایی و با سرعت بالا تصمیم می‌گیرد. نیازی به جمع‌آوری اطلاعات از دیگران یا مشورت گسترده احساس نمی‌شود و تصمیم معمولاً مربوط به امور روزمره یا مسائل آشناست.

این سبک برای تصمیم‌های روتین، کم‌ریسک و بسیار فوری مناسب است؛ جایی که کیفیت تصمیم با اطلاعات فعلی مدیر تأمین می‌شود و نیازی به تعهد خاص تیم وجود ندارد. هرچقدر تصمیم فردی‌تر می‌شود، ریسک خطاهای شناختی فردی (مثل اعتمادبه‌نفس افراطی) بالاتر می‌رود و نیاز به آگاهی شخصی بیشتر است.

۲. سبک خودکامه نوع دوم (AII)

در سبک AII، مدیر برای تکمیل تصویر مسئله، اطلاعات لازم را از همکاران جمع‌آوری می‌کند، اما تصمیم نهایی را همچنان خود و به‌تنهایی می‌گیرد. ممکن است اعضا بدانند مسئله چیست، یا صرفاً اطلاعات بدهند بدون آن‌که تصویر کامل تصمیم را ببینند.

این سبک زمانی مفید است که مسئله کمی پیچیده‌تر است و مدیر به داده‌ها یا جزئیاتی نیاز دارد که فقط نزد اعضای تیم است، اما:

  • به‌دلایل محرمانگی یا سرعت، امکان گفت‌وگوی باز گروهی وجود ندارد.
  • تعهد عمیق تیم به تصمیم، حیاتی نیست یا بعداً از طریق ارتباطات می‌توان آن را ایجاد کرد.

۳. سبک مشاوره‌ای نوع اول (CI)

در سبک CI، مدیر مسئله را با اعضای مرتبط، به‌صورت جداگانه مطرح می‌کند، ایده‌ها و پیشنهادهای آن‌ها را می‌گیرد و سپس خود تصمیم نهایی را اتخاذ می‌کند. اعضای تیم یکدیگر را در این فرآیند نمی‌بینند و بحث گروهی شکل نمی‌گیرد.

این سبک زمانی مفید است که مدیر بخواهد:

  • از دیدگاه‌ها و تخصص‌های مختلف استفاده کند، بدون این‌که فضای گروهی بر نظرات افراد تأثیر بگذارد.
  • از اثراتی مانند گروه‌فکری و نفوذ فرد پرقدرت در جلسه جلوگیری کند.
  • در عین حال، استقلال خود در تصمیم‌گیری را حفظ کند.

۴. سبک مشاوره‌ای نوع دوم (CII)

در سبک CII، مدیر مسئله را در یک جلسه گروهی با حضور اعضای مرتبط مطرح می‌کند. اعضای تیم با هم وارد بحث و تبادل نظر می‌شوند، ایده‌ها را مطرح می‌کنند و مزایا و معایب گزینه‌ها بررسی می‌شود؛ اما تصمیم نهایی همچنان با خود مدیر است.

این سبک برای موقعیت‌هایی مناسب است که:

  • نیاز به دیدن مسئله از زوایای مختلف و بهره‌گیری از خرد جمعی وجود دارد.
  • تعهد و همراهی تیم برای اجرای تصمیم اهمیت دارد، اما مدیر همچنان مسئول تصمیم نهایی است.
  • زمان اجازه می‌دهد گفت‌وگوی گروهی شکل بگیرد، اما نمی‌خواهیم تصمیم را کاملاً به گروه واگذار کنیم.

۵. سبک گروه‌محور (GII)

در سبک GII، مسئله به‌صورت گروهی مطرح می‌شود و مدیر در نقش تسهیل‌گر عمل می‌کند؛ همه اعضای تیم در بحث و تحلیل مشارکت می‌کنند و تلاش می‌شود از طریق توافق جمعی به تصمیم برسیم. در این سبک، تصمیم نهایی، تصمیم «گروه» است و مدیر خود را به اجرای آن متعهد می‌داند.

این سبک برای تصمیم‌های بسیار مهم و تأثیرگذار که:

  • به تعهد و مالکیت تیمی بالایی برای اجرا نیاز دارند،
  • دانش و تخصص در تیم توزیع شده است،
  • زمان کافی برای گفت‌وگو، تحلیل و رسیدن به توافق وجود دارد،

مناسب‌تر است و به رهبری مشارکتی و اشتراکی نزدیک می‌شود.

۷ پرسش کلیدی برای انتخاب سبک تصمیم‌گیری

مدل وروم–یتن برای کمک به رهبر، ۷ پرسش تشخیصی پیشنهاد می‌کند که پاسخ آن‌ها (بله/خیر) در یک درخت تصمیم، به یک سبک مناسب منتهی می‌شود. این پرسش‌ها حول سه محور اصلی می‌چرخند: کیفیت تصمیم، تعهد تیم و زمان/ساختار مسئله.

  1. آیا این تصمیم از نظر کیفیت و پیامدها «حیاتی» است؟ (اهمیت بالای دقت و کیفیت)
  2. آیا شخص مدیر اطلاعات کافی و مناسب برای اتخاذ تصمیمی با کیفیت بالا دارد؟
  3. آیا مسئله ساختارمند است؟ (راه‌حل‌ها و معیارهای ارزیابی تا حدی مشخص‌اند)
  4. آیا برای اجرای موفق تصمیم، پذیرش تصمیم از سوی همکاران حیاتی است؟
  5. اگر خودم تصمیم بگیرم، آیا همکاران این تصمیم را خواهند پذیرفت؟
  6. آیا تیم در اهداف سازمان و این تصمیم سهیم است و آن‌ها را می‌پذیرد؟
  7. آیا احتمال وجود تعارض جدی بین اعضای تیم بر سر راه‌حل منتخب وجود دارد؟

با پاسخ به این پرسش‌ها، درخت تصمیم به شما کمک می‌کند تشخیص دهید بهتر است از سبک خودکامه (AI/AII)، مشاوره‌ای (CI/CII) یا گروه‌محور (GII) استفاده کنید. این همان منطق «معماری تصمیم» است که در کنار طراحی سیستم‌های تصمیم‌گیری و تفویض اختیار، کیفیت تصمیم‌گیری سازمانی را بالا می‌برد.

پیوند مدل وروم–یتن با خطاهای شناختی و کار تیمی

انتخاب سبک تصمیم‌گیری، فقط یک مسئله فنی نیست؛ به‌شدت با خطاهای شناختی رهبر و تیم نیز گره خورده است. برای مثال:

  • اتکای بیش‌ازحد به سبک AI / AII می‌تواند نشانه یا نتیجه اعتمادبه‌نفس افراطی و بایاس تأیید در رهبر باشد.
  • اتکای بیش‌ازحد به سبک GII در همه تصمیم‌ها می‌تواند نشانه ترس از مسئولیت فردی، گروه‌فکری یا کم‌توجهی به محدودیت زمان باشد.
  • سبک‌های مشاوره‌ای (CI / CII) اگر بدون طراحی و مدیریت مناسب اجرا شوند، ممکن است فقط ظاهر مشارکت را ایجاد کنند، نه مشارکت واقعی.

وقتی این مدل را در کنار اصول کار تیمی – مانند تقسیم کار، ارتباطات مؤثر، همکاری، حل تعارض و پشتیبانی – قرار دهیم، تصمیم‌گیری به بخشی طبیعی از «زندگی تیم» تبدیل می‌شود و نه یک اتفاق مقطعی و جداافتاده.

چه زمانی از کدام سبک استفاده کنیم؟

به‌طور خلاصه می‌توان گفت:

  • AI برای تصمیم‌های ساده، روتین، فوری و با ریسک پایین مناسب است.
  • AII زمانی خوب است که نیاز به اطلاعات دیگران داریم، اما تصمیم باید سریع و فردی گرفته شود.
  • CI وقتی مفید است که به ورودی متنوع نیاز داریم، اما نمی‌خواهیم فضای گروهی بر نظرات افراد تأثیر بگذارد یا محدودیت زمان و محرمانگی داریم.
  • CII برای موضوعاتی مناسب است که نیاز به گفت‌وگوی گروهی، دیدن زوایای مختلف و در عین حال حفظ تصمیم‌گیری نهایی توسط رهبر داریم.
  • GII برای تصمیم‌های استراتژیک و پرریسک که به تعهد و مالکیت بالای تیم نیاز دارند و زمان کافی برای رسیدن به توافق وجود دارد، مناسب‌تر است.

در کنار این خلاصه، تجربه، شناخت تیم، سطح بلوغ سازمان و توجه به خطاهای شناختی، به رهبر کمک می‌کند در هر موقعیت، سبک مناسب‌تری را انتخاب کند.

نتیجه‌گیری مدیریتی؛ زمان، سبک و آگاهی

یکی از پارامترهای مهم در تصمیم‌گیری، زمان و سرعت است؛ همیشه نمی‌توان تصمیم‌ها را مبتنی بر تفکر جمعی گرفت و همیشه هم نمی‌توان به تصمیم فردی تکیه کرد. مدل وروم–یتن به مدیر و تیم کمک می‌کند در هر موقعیت بدانند کدام سطح مشارکت منطقی‌تر است.

ترکیب این مدل با آگاهی نسبت به خطاهای شناختی و اصول کار تیمی، رهبر را از واکنش‌های صرفاً شهودی به سمت معماری آگاهانه سبک تصمیم‌گیری هدایت می‌کند؛ جایی که انتخاب بین AI، AII، CI، CII و GII نه سلیقه‌ای، بلکه بر مبنای کیفیت، تعهد، زمان و ساختار مسئله انجام می‌شود.


کارگاه تصمیم‌گیری و رهبری مشارکتی چالش آکادمی

اگر می‌خواهید رهبران و مدیران سازمان شما مدل‌های تصمیم‌گیری مانند وروم–یتن را بشناسند، با خطاهای شناختی آشنا شوند و سبک‌های مشارکت تیمی را به‌صورت عملی تمرین کنند، کارگاه‌های تخصصی چالش آکادمی در حوزه رهبری، تصمیم‌گیری و کار تیمی می‌تواند نقطه شروع مناسبی باشد.

منابع (Selected References)

  • Vroom–Yetton Decision Model.
  • The Vroom Yetton Jago Decision Model.
  • A Guide to Decision Making | The Vroom–Yetton–Jago Model.
  • Leader Participation Model (Vroom & Yetton).
  • The Hidden Forces: How Cognitive Biases Impact Your Leadership.
  • Cognitive Bias in Leadership Development.
  • کارگاه‌های سفارشی سازمانی - چالش آکادمی.
  • teamworking - چالش‌آکادمی (کارگاه تیم‌سازی و توسعه کار تیمی).
1520044432916

5 اصل مهم کار تیمی

۵ اصل مهم کار تیمی؛ درس‌هایی از کلونی مورچه‌ها

۵ اصل مهم کار تیمی؛ درس‌هایی از کلونی مورچه‌ها

تیم‌های مؤثر شانس بیشتری برای نوآوری، حل مسئله و عبور از بحران‌ها دارند؛ اما ساختن چنین تیمی نیازمند اصولی روشن و تمرین مداوم است. یکی از استعاره‌های جالب برای فهم این اصول، دنیای شگفت‌انگیز مورچه‌ها و شیوه سازماندهی کلونی‌های آن‌ها است.

در این مقاله، با استفاده از الگوی کار تیمی مورچه‌ها، ۵ اصل مهم کار تیمی را مرور می‌کنیم و آن‌ها را به واقعیت‌های تیم‌های سازمانی امروز – از تیم‌های چابک و دانش‌بنیان تا تیم‌های ترکیبی – پیوند می‌دهیم. این اصول در کنار مباحث رهبری و خطاهای شناختی، می‌توانند بنیان یک سیستم تیمی حرفه‌ای را شکل دهند.

اصل اول: تقسیم کار؛ نقش‌ها، strengths و هم‌سویی با هدف

کلونی مورچه‌ها شبکه پیچیده‌ای از اتاقک‌های زیرزمینی است که می‌تواند از چند سانتی‌متر تا صدها متر مربع وسعت داشته باشد و میزبان صدها تا میلیون‌ها مورچه باشد. در چنین مقیاسی، بقا فقط زمانی ممکن است که هر مورچه مسئول وظایف مشخصی مانند جمع‌آوری غذا، ساخت لانه، دفاع از کلونی یا تولیدمثل باشد؛ تقسیم کاری که از غریزه اجتماعی آن‌ها ناشی می‌شود و ضامن بقای کلونی است.

در تیم‌های انسانی نیز تقسیم کار شفاف، پایه کار تیمی مؤثر است؛ یعنی هر عضو بداند چه نقشی دارد، چگونه نقش او به هدف تیم وصل می‌شود و در چه بخش‌هایی باید بیشترین ارزش را خلق کند. این موضوع با مفاهیمی مانند «حقوق تصمیم‌گیری» و «معماری تصمیم» هم‌راستا است که در مقالات «طراحی سیستماتیک تفویض اختیار در سازمان» و «معماری تصمیم‌گیری در سازمان؛ طراحی سیستم‌هایی مقاوم در برابر خطاهای شناختی» به آن پرداخته شده است.

برای عملی کردن این اصل در تیم خود:

  • به‌عنوان هر عضو تیم، زمانی را به خودشناسی، بررسی نقاط قوت و ضعف و استفاده هدفمند از استعدادهای خود در خدمت موفقیت تیم اختصاص دهید.
  • به‌عنوان مدیر یا رهبر تیم، strengths هر نفر را بشناسید و او را در موقعیت‌هایی قرار دهید که بتواند مکرراً تجربه موفقیت و اثرگذاری داشته باشد و نقش خود را شفاف درک کند.
  • نقش‌ها و انتظارات را مستند و دوره‌ای بازبینی کنید تا با تغییر اهداف و استراتژی تیم، همچنان هم‌راستا باقی بمانند.

اصل دوم: ارتباطات؛ «زبان شیمیایی» تیم خود را بسازید

مورچه‌ها از زبان شیمیایی پیچیده‌ای استفاده می‌کنند؛ آن‌ها با ترشح انواع فرومون‌ها یکدیگر را برای دفاع از کلونی، یافتن منابع غذا یا هشدار درباره خطر فرا می‌خوانند. درک این الگوی ارتباطی برای بقای کلونی حیاتی است.

در تیم‌های انسانی، تعریف «زبان شیمیایی» یعنی استانداردسازی و شفاف‌سازی شیوه‌های ارتباط؛ آن هم در شرایطی که با سبک‌های شخصیتی متفاوت، تیم‌های چندمکانی و ابزارهای دیجیتال متنوع روبه‌رو هستیم. مقاله «خطاهای شناختی در عصر کار ترکیبی» نشان می‌دهد چگونه در محیط‌های ترکیبی، خطاهای شناختی در تفسیر سیگنال‌های دیجیتال می‌توانند ارتباطات را منحرف کنند.

برای تقویت ارتباطات تیمی:

  • هر جا ممکن است جلسات را حضوری برگزار کنید و در جلسات آنلاین، اعضای تیم را به روشن کردن دوربین تشویق کنید تا بخشی از نشانه‌های غیرکلامی حفظ شود.
  • ذهنی باز، نیت مثبت، گوش دادن فعال و همدلی را به‌عنوان استانداردهای مشترک ارتباطی تیم تعریف و تمرین کنید.
  • بخشی از جلسات یا رویدادها را در خارج از محیط رسمی کار برگزار کنید تا روابط انسانی عمیق‌تری شکل بگیرد.
  • به‌صورت تیمی، روی تعریف «بهترین شیوه‌های ارتباطی» برای تیم خود کار کنید و آن را به‌عنوان بخشی از فرهنگ تیم مستند و دوره‌ای بازبینی کنید.

اصل سوم: همکاری؛ هم‌افزایی برای عبور از موانع

مورچه‌ها با همکاری شگفت‌انگیز خود بر موانع چالش‌برانگیز غلبه می‌کنند؛ آن‌ها بدن خود را به شکل پل یا قایق جمعی درمی‌آورند تا از موانع فیزیکی و سیلاب‌ها عبور کنند. توانایی آن‌ها در شناسایی سریع مسئله و سازماندهی خود برای حل آن، نمونه‌ای الهام‌بخش از همکاری است.

در تیم‌های سازمانی، بسیاری از مسائل ابتدا غیرقابل حل به نظر می‌رسند؛ اما وقتی ذهنیت مشارکتی و «ما» به‌جای «من» غالب شود، ظرفیت جمعی تیم برای حل مسئله به‌طور چشمگیری افزایش می‌یابد. این همان چیزی است که در تیم‌های چابک و دانش‌بنیان، در مقاله «خطاهای شناختی در تیم‌های چابک و دانش‌بنیان» نیز بر آن تأکید شده است.

به‌عنوان تمرین، این پرسش‌ها را در تیم مطرح کنید:

  • آیا با ذهنی باز نسبت به ایده‌ها و رویکردهای جدید با دیگران کار می‌کنید؟
  • تا چه حد اعضای تیم خود را می‌شناسید و به آن‌ها اعتماد دارید؟
  • نقش و ویژگی‌های شخصیتی هر عضو تیم را چقدر می‌شناسید؟
  • چقدر حاضر هستید برای موفقیت تیم، از زمان و انرژی خود به دیگران کمک کنید؟

اصل چهارم: حل تعارض؛ تبدیل اختلاف به رشد

هوش اجتماعی کلونی مورچه‌ها به معنای نبود تعارض نیست؛ در برخی گونه‌ها، مورچه‌های کارگر حتی می‌توانند با تخم‌گذاری غیرمجاز، نظم تولیدمثل را به چالش بکشند. تعارض بخشی طبیعی از هر سیستم زنده است؛ مهم این است که چگونه مدیریت می‌شود.

در تیم‌های انسانی نیز، حتی منسجم‌ترین تیم‌ها با تضاد و اختلاف منافع روبه‌رو می‌شوند. اگر به‌درستی مدیریت شود، تعارض می‌تواند منبع نوآوری و رشد باشد؛ اگر بد مدیریت شود، به فرسایش اعتماد و انرژی تیم منجر خواهد شد. مقاله «خطاهای شناختی کلیدی در تصمیم‌های رهبری» نشان می‌دهد چگونه بایاس‌هایی مانند تأییدگرایی و گروه‌فکری می‌توانند تعارض‌های سالم را سرکوب یا تعارض‌های ناسالم را تشدید کنند.

چند نکته برای مدیریت تعارض در تیم:

  • فرآیندها و استانداردهای تیم را یکپارچه و شفاف کنید تا اختلاف برداشت از «قواعد بازی» به حداقل برسد.
  • تا حد امکان تصمیم‌گیری را مبتنی بر داده و واقعیت کنید تا نفوذ احساسات و ترجیحات شخصی کاهش یابد.
  • «من» را از معادله حذف کنید و تمرکز را بر آنچه برای مشتری، سازمان و تیم بهتر است قرار دهید.
  • پیش از آن‌که نارضایتی مزمن شود، در زمان مناسب به مسائل و شکاف‌ها رسیدگی کنید.

اصل پنجم: پشتیبانی؛ ساختن سیستم حمایتی پایدار

ایجاد یک فرهنگ تیمی قوی، نتیجه یک اقدام مقطعی نیست؛ بلکه حاصل صبر، انضباط و پشتیبانی مستمر است. چهار اصل قبلی – تقسیم کار، ارتباط، همکاری و حل تعارض – زمانی پایدار می‌شوند که در دل یک سیستم حمایتی قرار بگیرند.

به‌عنوان رهبر، مدیر یا عضو تیم، از خود بپرسید: «نقش من در حمایت از تیم چیست؟» گاهی یک نفر که مسئولیت‌پذیرتر، حامی‌تر یا شفاف‌تر عمل می‌کند، می‌تواند آغازگر تغییری باشد که به‌تدریج کل فرهنگ تیم را دگرگون می‌کند. این همان روحی است که در برنامه‌ها و کارگاه‌های توسعه کار تیمی نیز روی آن کار می‌شود.

جمع‌بندی؛ از رفتار مورچه‌ها تا تیم‌های حرفه‌ای

مورچه‌ها به شکل غریزی می‌دانند که بقای کلونی در گرو همکاری است. در تیم‌های انسانی، می‌توان به‌صورت آگاهانه این اصول را به کار گرفت و آن‌ها را با مفاهیم مدرن رهبری، تفویض اختیار و معماری تصمیم ترکیب کرد تا سیستم‌های تیمی حرفه‌ای‌تری ساخته شوند.

اصول زیر را می‌توانید به‌عنوان چک‌لیست عملی کار تیمی به‌کار بگیرید:

  • تقسیم کار و تعریف شفاف نقش‌ها در تیم.
  • تعریف و تمرین یک زبان ارتباطی مشترک و استانداردهای ارتباطی روشن.
  • ایجاد محیطی مبتنی بر همکاری، اعتماد و همدلی.
  • مدیریت تعارض سالم از طریق فرآیندها، استانداردها و بازخورد به‌موقع.
  • ساختن یک سیستم حمایتی پایدار که در آن، اعضا و رهبران فعالانه از هم حمایت می‌کنند.

اگر می‌خواهید این اصول را از سطح آگاهی نظری به سطح مهارت عملی در تیم خود منتقل کنید، استفاده از برنامه‌های آموزشی ساختاریافته و تمرین‌های بازی‌محور می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد.


کارگاه تیم‌سازی و توسعه کار تیمی چالش آکادمی

اگر به‌دنبال ارتقای مهارت‌های کار تیمی، اعتمادسازی، هم‌افزایی و حل تعارض در تیم‌های سازمان خود هستید، کارگاه تیم‌سازی و توسعه کار تیمی چالش آکادمی با طراحی بازی‌محور و سناریوهای بومی‌شده می‌تواند نقطه شروعی عملی و مؤثر باشد.

منابع (Selected References)

  • Cognitive Biases in Product Development: How Mental Shortcuts Derail Your Decisions.
  • How to Identify and Overcome Cognitive Biases on Agile Teams.
  • Cognitive Biases in Groups: How to Improve Team Decision Making.
  • 4 Cognitive Biases that are Tripping up Hybrid Business.
  • 5 Cognitive Biases to Conquer in Remote Work.
  • Proximity Bias in the Workplace? 96% of Executives Notice In-Office Advantage.
  • Overcoming Communication Challenges in a Hybrid Workplace.
  • teamworking – چالش‌آکادمی (کارگاه تیم‌سازی و توسعه کار تیمی).
  • کارگاه‌های سفارشی سازمانی – چالش آکادمی.
زنبیل خرید