وقتی همکاری و کار تیمی شکست میخورد: الگوهای ناکارآمدی و راهحلهای مبتنی بر شواهد
تقریباً همه با این جمله موافقاند که «همکاری مهم است»، اما بسیاری از پروژههای مشترک در عمل با تأخیر، تنش، دوبارهکاری و نتایج ضعیف به پایان میرسند. این مقاله الگوهای رایج شکست همکاری در تیمها را مرور میکند و نشان میدهد رهبران چگونه میتوانند این الگوها را تشخیص داده و با مداخلات هدفمند آنها را اصلاح کنند.
چرا همکاری با وجود نیت خوب شکست میخورد؟
بیشتر شکستهای همکاری ناشی از «بدخواهی» نیست، بلکه حاصل طراحی ضعیف، فرضیات نادقیق و نبود حاکمیت روشن بر کار مشترک است. اعضای تیم معمولاً با نیت خوب وارد پروژه میشوند، اما ساختار، نقشها، انتظارات و دادههایی که همکاری را هدایت میکنند، بهاندازه کافی شفاف و حمایتی نیستند.
در دو مقاله کار تیمی عالی در عمل: چهار ستون تیمهای موفق در سازمانهای امروز و تیمهای با عملکرد بالا: تکنیکهای رهبری برای ساخت تیمهای درجهیک درباره ویژگیهای تیمهای سالم و قدرتمند صحبت شده؛ این مقاله روی «روی تاریک» همکاری تمرکز میکند: آنجا که همین همکاری از ریل خارج میشود.
الگوی اول: همکاری بدون هدف مشترک شفاف
یکی از رایجترین دلایل شکست همکاری این است که افراد تصور میکنند هدف را میدانند، اما در واقع هر کس تصویر متفاوتی در ذهن دارد. در نتیجه، هر واحد سازمانی یا هر فرد، تعریف خود را از «موفقیت» دنبال میکند و انرژی تیم پخش و پراکنده میشود.
- اهداف مبهم یا صرفاً فهرستی از فعالیتها، نه نتایج ملموس (Outcomes).
- عدم توافق روی اولویتها و معیارهای موفقیت پروژه مشترک.
- فاصله بین هدفهای رسمی روی کاغذ و چیزی که واقعاً در جلسات و رفتارها پیگیری میشود.
این الگو دقیقاً نقطه مقابل ستونی است که در «کار تیمی عالی در عمل» با عنوان «هدف مشترک روشن و قابللمس» مطرح شد و در تیمهای درجهیک بهعنوان جهتگیری قدرتمند دیده میشود. اصلاح آن با بازگشت به تعریف مشترک «چرا این همکاری وجود دارد؟» آغاز میشود.
الگوی دوم: ساختار مبهم و تصمیمهای معلق
در بسیاری از شکستهای همکاری، مسئله اصلی این است که مشخص نیست چه کسی درباره چه چیزی تصمیم میگیرد و چه کسی پاسخگو است. تصمیمها بین واحدها، کمیتهها و مدیران معلق میماند و هیچکس خود را صاحب مسئله نمیداند.
- نبود مدل روشن تصمیمگیری (مثلاً RACI یا نقشهای مشابه) برای مسائل کلیدی.
- جلساتی که در آنها بحث زیاد است، اما تصمیم مشخص و ثبتشدهای شکل نمیگیرد.
- تعارض پنهان بین مسئولیتهای رسمی و انتظارات غیررسمی از افراد یا واحدها.
در مقابل، مقاله قواعد جدید کار تیمی در سازمانهای چابک و دادهمحور نشان میدهد چگونه میتوان تصمیمگیری تیمی را بهصورت سیستم (با داده، شاخص و بازبینی مستمر) طراحی کرد تا تصمیمها معلق نماند.
الگوی سوم: شبکه همکاری بیشازحد پیچیده یا ناکافی
پژوهشها نشان میدهد که هم «همکاری خیلی کم» و هم «همکاری خیلی زیاد» میتواند کار را فلج کند. در برخی سازمانها، افراد در تعداد زیادی کمیته و جلسه مشارکت میکنند و وقت واقعی برای کار عمیق ندارند؛ در برخی دیگر، مسیرهای ارتباطی آنقدر محدود است که کار بین واحدها گیر میکند.
- شبکههای همکاری که در آن تعداد کمی از افراد به گرههای «بیشبار» تبدیل شدهاند و همه چیز از آنها عبور میکند.
- بخشهایی از سازمان که در «جزیرههای همکاری» جداگانه کار میکنند و ارتباط معنیداری با سایر بخشها ندارند.
- ساختارهایی که یا به شکل افراطی ماتریسی و مبهم شدهاند، یا بهطور کامل سیلویی و جدا از هم باقی ماندهاند.
تیمهای با عملکرد بالا با طراحی آگاهانه شبکه همکاری (چه کسی با چه کسی، درباره چه چیزی و چند وقت یکبار) این ریسک را مدیریت میکنند؛ موضوعی که در مقاله تیمهای با عملکرد بالا از منظر رهبری بررسی شده است.
الگوی چهارم: همکاری بدون داده و بدون بازخورد
بسیاری از تیمها درباره همکاری «احساس» دارند، اما «داده» ندارند؛ در نتیجه، اصلاح همکاری بیشتر شبیه حدس و گمان است تا یادگیری مبتنی بر شواهد.
- نبود داده، مانع تشخیص زودهنگام الگوهای ناکارآمدی میشود.
- نبود شاخصهای ساده برای سنجش کیفیت همکاری (مثلاً اعتماد، وضوح نقشها، سرعت تصمیم، کیفیت تحویل مشترک).
- جمعآوری نکردن بازخورد منظم از اعضای تیم و ذینفعان درباره تجربه همکاری.
- نبود فضای امن برای طرح بازخوردهای صریح درباره مشکلات همکاری بین واحدها یا افراد کلیدی.
مقاله قواعد جدید کار تیمی نشان میدهد چگونه میتوان با دادههای ساده و قابلدسترس در سطح تیم، چرخههای «آزمایش–یادگیری–اصلاح» برای همکاری ساخت؛ همان منطق آزمایشی که در تیمهای پویا و موقت در مقاله تیمهای پویا و موقت در پروژهها نیز حیاتی است.
الگوی پنجم: تعارضهای حلنشده و فرسودهکننده
تعارض در خودِ همکاری چیز بدی نیست؛ نبود اختلافنظر اغلب نشانه سکوت یا بیتفاوتی است، نه هماهنگی. آنچه همکاری را فرسوده میکند، تعارضهای حلنشده، شخصیشده و تکرارشونده است.
- گفتوگوهایی که سالهاست تکرار میشوند، بدون اینکه تصمیم یا تغییر واقعی رخ دهد.
- انتقال ناراحتیها از بحثهای حرفهای به سطح رابطههای شخصی.
- فرهنگ «حفظ ظاهر» در جلسه و ادامه تعارض در سطح غیررسمی و پشتصحنه.
تیمهای سالم و با عملکرد بالا، تعارض را بخشی از کار تیمی میدانند و برای «سوختدادن» به تفکر بهتر از آن استفاده میکنند؛ چیزی که در مقاله کار تیمی عالی در عمل در قالب «گفتوگوی صریح و امنیت روانشناختی» توصیف شده است.
چارچوبی ساده برای تشخیص و اصلاح شکست همکاری
رهبران میتوانند برای هر پروژه یا تیم مشترک، بهصورت منظم از خود و تیمشان چند پرسش ساده اما قدرتمند بپرسند تا الگوهای ناکارآمدی را تشخیص دهند.
- هدف: «آیا همه ما تعریف مشترکی از موفقیت این همکاری داریم؟ اگر نه، کجاها متفاوت فکر میکنیم؟».
- ساختار: «چه کسی درباره چه چیزی تصمیم میگیرد؟ چه چیزی الان مبهم است؟».
- شبکه: «چه کسانی بیشازحد بار همکاری را به دوش میکشند و چه نقاطی کمارتباط یا جداافتادهاند؟».
- داده: «چه شواهدی از کیفیت همکاری داریم، غیر از احساس؟ چه دادهای لازم داریم؟».
- تعارض: «کدام تعارضها حل نشده ماندهاند و چرا؟ چه گفتوگوی سختی را به تعویق میاندازیم؟».
استفاده منظم از این پرسشها، بههمراه تکنیکهای ساخت تیمهای درجهیک که در مقاله تیمهای با عملکرد بالا ارائه شده، میتواند کیفیت همکاری را بهصورت پایدار ارتقا دهد.
نقش رهبر در بازطراحی همکاریهای شکستخورده
وقتی همکاری شکست میخورد، رهبر میتواند دو نقش بسیار متفاوت انتخاب کند: «قاضی» یا «طراح». رهبران مؤثر، بهجای تمرکز بر سرزنش افراد، ساختار، هدف، شبکه و قواعد بازی را بازطراحی میکنند.
آنها از بینشهای مربوط به کار تیمی عالی، تیمهای با عملکرد بالا، قواعد جدید کار تیمی و مدیریت تیمهای پویا استفاده میکنند تا همکاری را دوباره روی ریل بیندازند؛ همان چهار مقالهای که در کنار این مقاله، یک بسته تحلیلی–عملی برای رهبری کار تیمی در سازمانهای امروزی فراهم میکنند.
تشخیص و اصلاح شکستهای همکاری در سازمان شما
اگر میخواهید الگوهای ناکارآمدی همکاری را در تیمها و پروژههای سازمان خود شناسایی و بهصورت عملی اصلاح کنید، میتوانید از کارگاههای آموزشی چالش آکادمی و کارگاه تخصصی کار تیمی استفاده کنید.
مشاهده کارگاههای آموزشی سازمانی چالش آکادمی
کارگاه آموزش کار تیمی
منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر
- MIT Sloan Management Review – When Collaboration Fails and How to Fix It
- Rob Cross – The Six Dysfunctions of Collaborative Work
- Harvard Business Review – The Secrets of Great Teamwork
- McKinsey – High-Performing Teams: A Timeless Leadership Topic
- https://sloanreview.mit.edu/article/when-collaboration-fails-and-how-to-fix-it/
- https://www.robcross.org/wp-content/uploads/2020/06/Six-Dysfunctions-of-Collaborative-Work.pdf
- https://www.stefanlindegaard.com/theblog/10-reasons-why-teams-struggle-to-collaborate-despite-good-intentions
- https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/27491197/

نظر دهید