کانال چالشِ رُشد (بینش‌های مدیریتی) بپیوندید
1520044432916

5 اصل مهم کار تیمی

۵ اصل مهم کار تیمی؛ درس‌هایی از کلونی مورچه‌ها

۵ اصل مهم کار تیمی؛ درس‌هایی از کلونی مورچه‌ها

تیم‌های مؤثر شانس بیشتری برای نوآوری، حل مسئله و عبور از بحران‌ها دارند؛ اما ساختن چنین تیمی نیازمند اصولی روشن و تمرین مداوم است. یکی از استعاره‌های جالب برای فهم این اصول، دنیای شگفت‌انگیز مورچه‌ها و شیوه سازماندهی کلونی‌های آن‌ها است.

در این مقاله، با استفاده از الگوی کار تیمی مورچه‌ها، ۵ اصل مهم کار تیمی را مرور می‌کنیم و آن‌ها را به واقعیت‌های تیم‌های سازمانی امروز – از تیم‌های چابک و دانش‌بنیان تا تیم‌های ترکیبی – پیوند می‌دهیم. این اصول در کنار مباحث رهبری و خطاهای شناختی، می‌توانند بنیان یک سیستم تیمی حرفه‌ای را شکل دهند.

اصل اول: تقسیم کار؛ نقش‌ها، strengths و هم‌سویی با هدف

کلونی مورچه‌ها شبکه پیچیده‌ای از اتاقک‌های زیرزمینی است که می‌تواند از چند سانتی‌متر تا صدها متر مربع وسعت داشته باشد و میزبان صدها تا میلیون‌ها مورچه باشد. در چنین مقیاسی، بقا فقط زمانی ممکن است که هر مورچه مسئول وظایف مشخصی مانند جمع‌آوری غذا، ساخت لانه، دفاع از کلونی یا تولیدمثل باشد؛ تقسیم کاری که از غریزه اجتماعی آن‌ها ناشی می‌شود و ضامن بقای کلونی است.

در تیم‌های انسانی نیز تقسیم کار شفاف، پایه کار تیمی مؤثر است؛ یعنی هر عضو بداند چه نقشی دارد، چگونه نقش او به هدف تیم وصل می‌شود و در چه بخش‌هایی باید بیشترین ارزش را خلق کند. این موضوع با مفاهیمی مانند «حقوق تصمیم‌گیری» و «معماری تصمیم» هم‌راستا است که در مقالات «طراحی سیستماتیک تفویض اختیار در سازمان» و «معماری تصمیم‌گیری در سازمان؛ طراحی سیستم‌هایی مقاوم در برابر خطاهای شناختی» به آن پرداخته شده است.

برای عملی کردن این اصل در تیم خود:

  • به‌عنوان هر عضو تیم، زمانی را به خودشناسی، بررسی نقاط قوت و ضعف و استفاده هدفمند از استعدادهای خود در خدمت موفقیت تیم اختصاص دهید.
  • به‌عنوان مدیر یا رهبر تیم، strengths هر نفر را بشناسید و او را در موقعیت‌هایی قرار دهید که بتواند مکرراً تجربه موفقیت و اثرگذاری داشته باشد و نقش خود را شفاف درک کند.
  • نقش‌ها و انتظارات را مستند و دوره‌ای بازبینی کنید تا با تغییر اهداف و استراتژی تیم، همچنان هم‌راستا باقی بمانند.

اصل دوم: ارتباطات؛ «زبان شیمیایی» تیم خود را بسازید

مورچه‌ها از زبان شیمیایی پیچیده‌ای استفاده می‌کنند؛ آن‌ها با ترشح انواع فرومون‌ها یکدیگر را برای دفاع از کلونی، یافتن منابع غذا یا هشدار درباره خطر فرا می‌خوانند. درک این الگوی ارتباطی برای بقای کلونی حیاتی است.

در تیم‌های انسانی، تعریف «زبان شیمیایی» یعنی استانداردسازی و شفاف‌سازی شیوه‌های ارتباط؛ آن هم در شرایطی که با سبک‌های شخصیتی متفاوت، تیم‌های چندمکانی و ابزارهای دیجیتال متنوع روبه‌رو هستیم. مقاله «خطاهای شناختی در عصر کار ترکیبی» نشان می‌دهد چگونه در محیط‌های ترکیبی، خطاهای شناختی در تفسیر سیگنال‌های دیجیتال می‌توانند ارتباطات را منحرف کنند.

برای تقویت ارتباطات تیمی:

  • هر جا ممکن است جلسات را حضوری برگزار کنید و در جلسات آنلاین، اعضای تیم را به روشن کردن دوربین تشویق کنید تا بخشی از نشانه‌های غیرکلامی حفظ شود.
  • ذهنی باز، نیت مثبت، گوش دادن فعال و همدلی را به‌عنوان استانداردهای مشترک ارتباطی تیم تعریف و تمرین کنید.
  • بخشی از جلسات یا رویدادها را در خارج از محیط رسمی کار برگزار کنید تا روابط انسانی عمیق‌تری شکل بگیرد.
  • به‌صورت تیمی، روی تعریف «بهترین شیوه‌های ارتباطی» برای تیم خود کار کنید و آن را به‌عنوان بخشی از فرهنگ تیم مستند و دوره‌ای بازبینی کنید.

اصل سوم: همکاری؛ هم‌افزایی برای عبور از موانع

مورچه‌ها با همکاری شگفت‌انگیز خود بر موانع چالش‌برانگیز غلبه می‌کنند؛ آن‌ها بدن خود را به شکل پل یا قایق جمعی درمی‌آورند تا از موانع فیزیکی و سیلاب‌ها عبور کنند. توانایی آن‌ها در شناسایی سریع مسئله و سازماندهی خود برای حل آن، نمونه‌ای الهام‌بخش از همکاری است.

در تیم‌های سازمانی، بسیاری از مسائل ابتدا غیرقابل حل به نظر می‌رسند؛ اما وقتی ذهنیت مشارکتی و «ما» به‌جای «من» غالب شود، ظرفیت جمعی تیم برای حل مسئله به‌طور چشمگیری افزایش می‌یابد. این همان چیزی است که در تیم‌های چابک و دانش‌بنیان، در مقاله «خطاهای شناختی در تیم‌های چابک و دانش‌بنیان» نیز بر آن تأکید شده است.

به‌عنوان تمرین، این پرسش‌ها را در تیم مطرح کنید:

  • آیا با ذهنی باز نسبت به ایده‌ها و رویکردهای جدید با دیگران کار می‌کنید؟
  • تا چه حد اعضای تیم خود را می‌شناسید و به آن‌ها اعتماد دارید؟
  • نقش و ویژگی‌های شخصیتی هر عضو تیم را چقدر می‌شناسید؟
  • چقدر حاضر هستید برای موفقیت تیم، از زمان و انرژی خود به دیگران کمک کنید؟

اصل چهارم: حل تعارض؛ تبدیل اختلاف به رشد

هوش اجتماعی کلونی مورچه‌ها به معنای نبود تعارض نیست؛ در برخی گونه‌ها، مورچه‌های کارگر حتی می‌توانند با تخم‌گذاری غیرمجاز، نظم تولیدمثل را به چالش بکشند. تعارض بخشی طبیعی از هر سیستم زنده است؛ مهم این است که چگونه مدیریت می‌شود.

در تیم‌های انسانی نیز، حتی منسجم‌ترین تیم‌ها با تضاد و اختلاف منافع روبه‌رو می‌شوند. اگر به‌درستی مدیریت شود، تعارض می‌تواند منبع نوآوری و رشد باشد؛ اگر بد مدیریت شود، به فرسایش اعتماد و انرژی تیم منجر خواهد شد. مقاله «خطاهای شناختی کلیدی در تصمیم‌های رهبری» نشان می‌دهد چگونه بایاس‌هایی مانند تأییدگرایی و گروه‌فکری می‌توانند تعارض‌های سالم را سرکوب یا تعارض‌های ناسالم را تشدید کنند.

چند نکته برای مدیریت تعارض در تیم:

  • فرآیندها و استانداردهای تیم را یکپارچه و شفاف کنید تا اختلاف برداشت از «قواعد بازی» به حداقل برسد.
  • تا حد امکان تصمیم‌گیری را مبتنی بر داده و واقعیت کنید تا نفوذ احساسات و ترجیحات شخصی کاهش یابد.
  • «من» را از معادله حذف کنید و تمرکز را بر آنچه برای مشتری، سازمان و تیم بهتر است قرار دهید.
  • پیش از آن‌که نارضایتی مزمن شود، در زمان مناسب به مسائل و شکاف‌ها رسیدگی کنید.

اصل پنجم: پشتیبانی؛ ساختن سیستم حمایتی پایدار

ایجاد یک فرهنگ تیمی قوی، نتیجه یک اقدام مقطعی نیست؛ بلکه حاصل صبر، انضباط و پشتیبانی مستمر است. چهار اصل قبلی – تقسیم کار، ارتباط، همکاری و حل تعارض – زمانی پایدار می‌شوند که در دل یک سیستم حمایتی قرار بگیرند.

به‌عنوان رهبر، مدیر یا عضو تیم، از خود بپرسید: «نقش من در حمایت از تیم چیست؟» گاهی یک نفر که مسئولیت‌پذیرتر، حامی‌تر یا شفاف‌تر عمل می‌کند، می‌تواند آغازگر تغییری باشد که به‌تدریج کل فرهنگ تیم را دگرگون می‌کند. این همان روحی است که در برنامه‌ها و کارگاه‌های توسعه کار تیمی نیز روی آن کار می‌شود.

جمع‌بندی؛ از رفتار مورچه‌ها تا تیم‌های حرفه‌ای

مورچه‌ها به شکل غریزی می‌دانند که بقای کلونی در گرو همکاری است. در تیم‌های انسانی، می‌توان به‌صورت آگاهانه این اصول را به کار گرفت و آن‌ها را با مفاهیم مدرن رهبری، تفویض اختیار و معماری تصمیم ترکیب کرد تا سیستم‌های تیمی حرفه‌ای‌تری ساخته شوند.

اصول زیر را می‌توانید به‌عنوان چک‌لیست عملی کار تیمی به‌کار بگیرید:

  • تقسیم کار و تعریف شفاف نقش‌ها در تیم.
  • تعریف و تمرین یک زبان ارتباطی مشترک و استانداردهای ارتباطی روشن.
  • ایجاد محیطی مبتنی بر همکاری، اعتماد و همدلی.
  • مدیریت تعارض سالم از طریق فرآیندها، استانداردها و بازخورد به‌موقع.
  • ساختن یک سیستم حمایتی پایدار که در آن، اعضا و رهبران فعالانه از هم حمایت می‌کنند.

اگر می‌خواهید این اصول را از سطح آگاهی نظری به سطح مهارت عملی در تیم خود منتقل کنید، استفاده از برنامه‌های آموزشی ساختاریافته و تمرین‌های بازی‌محور می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد.


کارگاه تیم‌سازی و توسعه کار تیمی چالش آکادمی

اگر به‌دنبال ارتقای مهارت‌های کار تیمی، اعتمادسازی، هم‌افزایی و حل تعارض در تیم‌های سازمان خود هستید، کارگاه تیم‌سازی و توسعه کار تیمی چالش آکادمی با طراحی بازی‌محور و سناریوهای بومی‌شده می‌تواند نقطه شروعی عملی و مؤثر باشد.

منابع (Selected References)

  • Cognitive Biases in Product Development: How Mental Shortcuts Derail Your Decisions.
  • How to Identify and Overcome Cognitive Biases on Agile Teams.
  • Cognitive Biases in Groups: How to Improve Team Decision Making.
  • 4 Cognitive Biases that are Tripping up Hybrid Business.
  • 5 Cognitive Biases to Conquer in Remote Work.
  • Proximity Bias in the Workplace? 96% of Executives Notice In-Office Advantage.
  • Overcoming Communication Challenges in a Hybrid Workplace.
  • teamworking – چالش‌آکادمی (کارگاه تیم‌سازی و توسعه کار تیمی).
  • کارگاه‌های سفارشی سازمانی – چالش آکادمی.

ویژگی‌های مهم فرهنگ سازمانی

زمانی که صحبت از موفقیت یا شکست کسب و کار می‌شود، بدون اغراق می‌توان گفت همه چیز به فرهنگ سازمانی بر می‌گردد:

  • مشارکت و رضایت کارکنان
  • انسجام و هماهنگی بین افراد
  • رفتار کارکنان
  • سبک رهبری در سازمان که به طور مستقیم بر روابط بین مدیران تأثیر می‌گذارد
  • تمایل سازمان برای پذیرش تغییر و حرکت به سمت تکامل
  • نوآوری و خلاقیت

و موارد دیگری که می‌توان در مورد آنها صحبت کرد اما در اینجا مایلیم به مواد مهم‌تر بپردازیم که در زیر به برخی از شاخص‌ها و نشانه‌هایی که می‌تواند سطح کیفی فرهنگ سازمان را تعیین کند اشاره شده است:

  • میزان لذتی که کارکنان از محیط کار خود می‌برند و موجب حرکت آنها به سوی پیشرفت می‌شود
  • میزان کیفیت فعالیت‌ها و نتایج ی که کارکنان شما تولید می کنند
  • مدت زمان ماندن کارکنان در سازمان و شرکت
  • توانایی سازمان در روان‌سازی فرایندها با کمترین تداخل
  • رقابت پذیری سازمان
  • و البته رشد سازمان، درآمد و سودآوری آن

به سختی می‌توان جنبه‌ای از کسب و کار یا بخشی از فعالیت‌های روزانه کارکنان را مشاهده کرد که نشانه‌های فرهنگ در آن دیده نشود. فرهنگ در تمام ابعاد کسب و کار نفوذ دارد و به شدت تاثیرگذار است.

در واقع می‌توان گفت، فرهنگ «مجموع همه چیزهایی» است که شرکت شما را می‌سازد و به شما کمک می‌کند تا به اهداف خود دست یابید و به انتظارات ذی‌نفعان پاسخ دهید و یا به شکل ساده‌تر می‌توان گفت فرهنگ، هویت و شخصیت منحصر به فرد سازمان است، همان ویژگی‌های خاصی که وقتی به سازمان فکر می‌کنید به طور خودکار به ذهن‌تان خطور می‌کند.

فرهنگ سازمانی در عمل چگونه است؟

فرهنگ سازمانی موضوعی ذهنی و انتزاعی نیست بلکه دقیقاً آنچیزی است که در واقعیت آن‌را مشاهده می‌کنید بنایراین مراقب باشید در سازمان:

  • کارمندان چگونه به کارهای روزمره خود می‌پردازند و کار خود را انجام می‌دهند؟ آیا در این روند خوشحال به نظر می‌رسند؟
  • کارمندان چگونه با مشتریان صحبت می‌کنند؟
  • تعامل همکاران با یکدیگر چگونه است و در چه حدی است؟
  • تعامل مدیران و کارکنان چگونه است و آیا با هم تعامل دارند؟
  • شرکت و همچنین افراد چگونه به چالش‌ها (از یک مشکل جزئی تا یک بحران بزرگ) پاسخ می‌دهند؟
  • شرکت نسبت به تغییر و ایده‌های جدیدچه عکس‌العمل‌هایی نشان می‌دهد؟
  • آیا افراد در خصوص ایده‌های‌شان با هم گفتگو می‌کنند و یا با میل و رغبت به یکدیگر بازخورد می‌دهند؟

نکته قابل ذکر این است که فرهنگ موضوعی پویا است و فقط به جملات زیبا در مستندات بالادستی سازمان ختم نمی‌شود و باید آن را در استخدام‌های جدید تا فعالیت‌های وزانه کارمندان لحاظ کرد و البته برای تقویت آن نیاز است به طور منظم مورد بازبینی قرار گیرد و در صورت نیاز و در پاسخ به شرایط، ارتقاء یا

چند ویژگی ضروری برای داشتن یک فرهنگ سازمانی مؤثر

کاملاً واضح است که کارمندان و افرادی که مایلند وارد سازمان شوند، خواهان یک فرهنگ مطلوب در محل کار هستند و اغلب این را به عنوان یکی از بزرگ‌ترین اولویت‌های خود هنگام ارزیابی فرصت‌های شغلی بالقوه خود ذکر می کنند.

اما چه چیزی یک «فرهنگ مطلوب» را می‌سازد؟ در زیر به چند مورد اساسی اشاره شده است:

1. احساس تعلق خاطر

یکی از نگرش‌های حاکم در اغلب سازمان‌ها این است که «احساسات و مشکلات شخصی خود را از کار تفکیک کن و به محل کار نیاور»

اما این نگاه و فرهنگ، به هیچ وجه درست نیست و امروز شاهد آن هستیم که همه چیز به میزان حمایت از کارمندان بر می‌گردد. تلاش رهبران موفق امروزی این است که تا جای ممکن به پیشرفت کارمندان خود کمک کنند زیرا می‌دانند این موضوع به معنای پیشرفت سازمان است و در این مسیر تمام تمرکز خود را بر تقویت حس راحتی و امنیت کارکنان معطوف می‌کنند.

به هر حال، همه ما انسان هستیم و مشکلات و عوامل استرس‌زای مخصوص به خود را داریم، چه در مورد آن‌ها صحبت کنیم یا نکنیم بنابراین بهتر است با نگاهی اصیل به اصالت انسانی و رعایت ضوابط آن، به یکدیگر کمک کنیم تا بر چالش‌ها غلبه کنیم تا راهی برای رفع چالش کارمندانی که با یک مسئله شخصی دست و پنجه نرم می‌کنند پیدا کنیم زیرا این امر موجب تقویت وفاداری کارکنان می‌شود و به کاهش استرس آن‌ها می‌کند.

2. بر رفاه و آسایش تمرکز بیشتری کنید

کارمندان باید بدانند که کارفرما به آنها به عنوان یک انسان اهمیت می‌دهد و این فراتر از ارزشی است که برای کسب و کار به ارمغان می‌آورند.

کارکنان برای حفظ آسایش و لذت بردن از سبک زندگی مورد نظر خود، تمایل دارند در محل کار از انعطاف‌پذیری بیشتری برخوردار باشند و این تمایل بعد از همه گیری کرونا به شدت افزایش پیدا کرد. فرهنگ سازمانی باید برای انعطاف‌پذیری و سازگاری بیشتر و در عین حال جلوگیری از فرسودگی کارکنان سازوکارها و قابلیت‌های لازم را داشته باشد.

کارکنان همچنین از محل کار خود انتظار دارند منابع و پشتیبانی‌های لازم را برای حفظ رفاه آنها در نظر گرفته باشد. این حمایت می تواند به شکل یک برنامه سلامت، یک برنامه کمک مالی و یا حتی محیط امنی باشد که در آن افراد بتوانند به راحتی طلب یاری کنند.

علاوه بر این، مسائل سیاسی-اجتماعی و رویدادهای جاری نیز می‌توانند بر کارکنان تأثیر منفی بگذارند و رهبران باید نسبت به آنچه در جامعه اتفاق می‌افتد و اینکه چگونه می‌توانند بر طرز فکر و بهره‌وری کارکنان تأثیر بگذارند حساسیت‌های لازم را به خرج دهند.

3. پذیرش

هر کس – صرف نظر از تفاوت‌های فردی‌اش – باید احساس کند که به خاطر شخصیتی که دارد و کمک‌هایی که ارائه می‌کند، مورد استقبال، پذیرفته شدن و ارزش‌گذاری قرار می‌گیرد. ایجاد یک محیط عاری از تبعیض و آزار و اذیت بسیار مهم است، محیطی که در آن همه احساس راحتی کنند تا نظرات خود را بدون ترس به اشتراک بگذارند، به طور کامل در جلسات شرکت کنند یا ریسک های حرفه‌ای حساب شده‌ای را که برای دستیابی به رشد شغلی لازم است، انجام دهند.

4. پیوستگی

کارمندان باید احساس کنند که در یک تیم هستند و همه در جهت اهداف مشترک و در تعقیب یک هدف بزرگ‌تر کار می‌کنند. شرکت‌ها باید مسئله انزوا در محل کار را به شکل جدی در فرهنگ خود بگنجانند و با تقویت فرهنگ کار تیمی و ارتباط مؤثر بر این مشکل فائق شوند.

5. شفافیت

پاشنه آشیل یک فرهنگ قوی شفافیت است. البته باید شفافیت را از طبقه بندی و سطح بندی محرمانگی اطلاعات جدا کرد. مخفی کاری، شایع پراکنی و طرد کردن سم‌هایی است که حتی بزرگت‌ترین شرکت‌ها را از پا در خواهند آورد. فرهنگ شفاف برای صداقت و ارتباط باز و به موقع ارزش قائل است. محل کار باید شفافیت را به ارمغان بیاورد و اعتماد و صداقت، احساس احترام، مشارکت و ارتباط درست را برای کارکنان در سرتاسر سازمان تقویت کند.

6. احترام متقابل

اساس هر فرهنگ سالم، رفتار محترمانه با دیگران است. هیچ چیز به اندازه محیطی که در آن افراد دائماً احساس تحقیر می‌کنند، به روحیه و حفظ روحیه آسیب نمی‌رساند. احترام در عمل می تواند به شکل زیر خود را نمایان کند:

  • گوش دادن و حمایت از ایده‌های دیگران
  • استفاده درست از وقت همه
  • پرداختن به افراد درگیر مشکل و نه اشخاص بی‌ربط

نتیجه

فرهنگ سازمانی همیشه مهم بوده است، زیرا تقریباً همه جنبه‌های یک کسب و کار را تحت تأثیر قرار می‌دهد. با این حال، پس از همه‌گیری کرونا و همچنین ورود نسل Z به بازار کار، این طرح به مهم‌ترین ابتکار عمل برای جذب استعدادهای برتر، حفظ کارمندان و جایگاه‌یابی شرکت‌ها برای موفقیت تبدیل شده است. در نظر داشته باشید نه تنها باید فرهنگ شرکت خود را همراه با اهداف کلان شرکت پرورش دهید، بلکه باید ضمن حفظ آن در صورت نیاز به طور دائم مورد تجدید نظر قرار دهید تا همیشه در بهترین حالت خود قرار گرفته باشد. 

زنبیل خرید